X
تبلیغات
آموزشی و پرورشی

آموزشی و پرورشی

محتشم احمدی نیا

چطور کتاب کمک آموزشی تهیه کنیم؟

روزانه صدها دانش‌آموز با شروع كار نمایشگاه کتاب، برای تهیه کتاب همراه دوستان و والدین خود ساعت‌هایی را به خرید كتاب اختصاص می‌دهند.
بعضی از آنها با هدف مشخص به نمایشگاه می‌روند و بسیاری بدون هدف، اما براي استفاده مناسب از زمان و تهیه کتاب‌های مفید و موثر، نكات زير مي‌تواند به شما كمك كند.

کتاب کمک آموزشی خوب، کتابی است که در آن سوالات و تمرین‌های زیادی بر اساس محتوی کتاب درسی داشته و تمرین‌های آن از ساده به دشوار مرتب شده باشد.

در كل کتاب‌های کمک آموزشی را می‌توان به چند قسمت تقسيم کرد:

1) کتاب‌هایی که شامل توضیح کامل درس، همراه با تمرین‌ها و تست‌ها هستند.

2) کتاب‌هایی که شامل نکات آموزشي و به شیوه آموزش به روش تمرین هستند.

3) كتاب‌هايي که فقط شامل تمرین و تست‌های متنوع هستند و در واقع یک نوع کتاب‌کار هستند.

4) کتاب‌هایی که شامل تست‌های چهار گزینه‌ای به همراه پاسخ تشریحی هستند.

كه براساس نیاز می‌توان یکی از موارد بالا راانتخاب کرد:

مورد (1) مناسب كساني است كه در درسی ضعیف هستند و يا خود را برای سال تحصیلی جدید آماده مي‌كنند.

مورد (2) مناسب كساني است كه بر محتوی درسی مسلط هستيد اما تا حدودی نیاز به مرور مطالب دارند.

مورد (3) و (4) مناسب كساني است كه به منظور انجام تمرینات اضافی جهت تسلط برمطالب درسی، آزمونهای ورودی و کنکور تلاش مي‌كنند.

قبل از خرید کتاب

1. اولین قدم تهیه لیستی از کتاب‌های مورد نیاز می‌باشد، که می‌توان براساس محتوی، آنها را دسته بندی کرد. به طور مثال ( كتاب‌هاي كمك آموزشي، علمي و ...) و سپس کتاب‌های مربوط به هر قسمت را لیست كنيد.

2. درصورت عدم آشنایی با کتاب‌ها مي‌توانيد از معلمان، اساتید و افراد با تجربه در هر زمینه استفاده نماييد.

3. هنگام خرید از فروشندگان بخواهيد تا اطلاعاتي در مورد کتاب‌ها بدهند.

4. برای سهولت خرید در نمايشگاه به سالن‌های مربوطه مراجعه كنيد. به عنوان مثال، برای تهیه کتاب کمک آموزشی به سالن‌های ناشران آموزشی مراجعه کنید.

هنگام خرید کتاب

ابتدا فهرست كتاب را مطالعه کنید تا مطمئن شوید مباحث مورد نظر شما در آن آمده باشد. سپس یک نگاه کلی به صفحات داخل کتاب بيندازيد. مطالب و تمرینها را بررسی کنید، حتی کمی از محتوی كتاب را بخوانید.

از فروشندگان و يا راهنمایی کننده‌ها کمک بخواهید. نظرات آنها را جویا شوید، ممکن است از نویسنده‌ای ناشناس کتابی را تهیه کنید که دارای محتوی غنی باشد.

سعي كنيد بی‌هدف کتاب نخرید، اگر مطمئن هستید که مطالعه خواهید کرد آن را تهیه کنید.

و در آخر اگر قصد خريد كتاب داريد حتما برای اوقات فراغت و برنامه تابستانی خود، کتاب‌های علمی و سرگرمی تهیه کنید تا منجربه خلاقیت در شما شود و مهارتهای ذهنی‌تان را تقویت کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 17:59  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

نقش عزت نفس در سلامت رواني انسان

نقش عزت نفس در سلامت رواني انسان

همه ما دوست داريم از نظر رواني راحت زندگي کنيم. پيشرفت کنيم. ارتباطات اجتمائي موفقي داشته باشيم. اعتماد به نفس داشته باشيم. بتوانيم از زندگي خود لذت ببريم و از افسردگي و اضطراب به دور باشيم. همه اين فاکتور ها به عزت نفس مربوط مي شود. براي اينکه بفهيم عزت نفس چيست، بايد دو اصطلاح ديگر را توضيح دهيم.
خود پنداره: تمام ويژگيها و خصوصياتي که ما خود را با آنها توصيف مي کنيم خود پنداره يا خود ادراک شده مي گويند. مثلا، من يک فوتباليست هستم. يا من يک دانش آموز زرنگ هستم.
خود پنداره خصوصيات فردي را چه مثبت و چه منفي نشان مي دهد، که ما بوسيله ي آنها از خود شناخت پيدا مي کنيم و به خودآگاهي مي رسيم .
خود ايده آل: تصوري که ما دوست داريم از خود داشته باشيم. خود ايده آل مي گويند. مثلا، من دوست دارم که يک هنرپيشه شوم.
خود ايده آل يک درخواست صادقانه از خود است گرچه ممکن است ايده آل هاي فرد دست نيافتني باشند اما اگرخود ايده آل منطقي و قابل دسترس باشد در سرنوشت رواني انسان تاثير زيادي دارد. بعضاً براي درمان فرد مجبور هستيم خود ايده آل فرد را تعديل و منطقي سازيم.
عزت نفس: ارزشي که انسان به اطلاعات درون خود پنداره خود قائل است عزت نفس مي گويند که بر اساس اعتقادات فرد نسبت به ويژگيهاي خود ناشي مي شود. مثلا اگر دانش آموزي از نظر درسي ضعيف باشد(خود پنداره) در حاليکه او اعتقاد داشته باشد که دانش آموز ممتاز بودن ارزش زيادي دارد از عزت نفس پائين رنج ميبرد. يعني اين فرد در خود پنداره ويژگي دارد که ارزشي براي آن قائل نيست و از آن راضي نيست. اين نارضايتي مي تواند انتقادهاي دروني را بهمراه داشته باشد.
از طرف ديگر بين خود پنداره و خود ايده آل مي تواند شکاف وجود داشته باشد يعني در خود ايده آل فرد، چيزي را مي طلبد که در خودپنداره که حقيقت رواني فرد را تشکيل مي دهد وجود ندارد. در اين صورت فرد نوعي احساس کمبود و احساس بي ارزشي مي کند و عزت نفس او سقوط مي کند. اما اگر بين خود پنداره و خود ايده آل انطباق وجود داشته باشد، فرد از عزت نفس بالايي برخوردار خواهد شد.
عزت نفس در زمينه هاي تحصيلي،خانوادگي،اجتماعي و جسماني قابل طرح است. در زمينه تحصيلي فرد بايد خود را دانش آموز خوبي بداند و در زمينه پيشرفت تحصيلي مورد تمجيد و ستايش باشد. 
در زمينه خانوادگي فرد بايد خود را يک عنصر با ارزش خانواده بداند فکر کند که اعضاي خانواده او را دوست دارند و براي او ارزش قائل هستند.
در زمينه ي اجتماعي فرد بايد توسط دوستان پذيرفته شود و به عقايد او ارزش قائل شوند و او فکر کند که در بين دوستان و همسالان خود داراي اعتبار و ارزش هست.
در زمينه جسماني ،فرد از توانمندي ها و شکل ظاهري وضعيت جسماني خود راضي باشد.
احساس ارزشمندي فرد در زمينه هاي ياد شده، يک ارزيابي کلي به فرد دست مي دهد که او خود را انساني موفق و با ارزش تلقي مي کند، و به رضايت دروني مي رسد.
کسي که عزت نفس نداشته باشد اعتماد به نفس هم نخواهد داشت. تحقيقات ثابت کرده است که بين عزتن نفس و پيشرفت تحصيلي ارتباط وجود دارد و دانش آموزاني که عزت نفس دارند در تحصيل موفق تر هستند. همچنين بين کجروي هاي اجتماعي و عزت نفس ارتباط وجود دارد و انسانهاي بزهکار کمترين ميزان عزت نفس را دارند. 
نداشتن عزت نفس موجب انتقاد شديد فرد از خود مي شود که عواقب آن بصورت اضطراب ،افسردگي، بي اعتمادي، پوچي و بيهودگي را به دنبال دارد. چنين فردي به علت نداشتن اعتماد به نفس در بسياري از زمينه ها دچار مشکلات فراوان شده و شکست مي خورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 10:25  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

چگونه دانش آموزان را به يادگيري تشويق کنيم؟

چگونه دانش آموزان را به يادگيري تشويق کنيم؟

 

تشويق دانش آموزان به فراگيري و رسيدن آنها به سطوح بالاتر چالشي براي بسياري از معلمان تبديل شده است. معلماني که آموختن را تشويق مي کنند،(هدف آنها) تربيت افرادي است که بهتر تحصيل کنند و براي آينده آماده شوند. براي تشويق يک دانش آموز براي يادگيري، معلمان بايد وقت اضافه صرف کنند و هر دو(دانش آموز و معلم) در داخل و خارج از کلاس تلاش کنند.

 در ادامه به نحوه تشويق دانش آموزان براي يادگيري مي پردازيم. 
دستورالعمل ها 
گام اول: 
انتظارات بالايي را براي دانش آموزان تنظيم کنيد. انتظارات معلمان دانش آموزان را براي رسيدن به موفقيت تحت فشار قرار مي دهد. آنچه که از دانش آموزان انتظار داريد در ابتداي سال به آنها بگوئيد. اهدافتان را از طريق نوشتن و آويختن در کلاس به آنها اعلام کنيد. 
گام دوم:
روشهاي آموزشي خود را زمان به زمان تغيير دهيد. دانشجويان بهترين پاسخ را به يک طيف گسترده اي از روشهاي تدريس از خود نشان مي دهند. تغيير روشي که شما ارائه مي دهيد سخنراني ، نمايش ها ، يادگيري مشارکتي و يادگيري اکتشافي است. اين کمک مي کند تا علاقه و توجه دانش آموزان در طول کلاس حفظ شود. 
گام سوم: 
ازعلاقه شخصي دانش آموزان براي توضيح يک ايده استفاده کنيد. به دانش آموزان توجه کنيد و در مورد موضوعاتي که آنها را تحريک مي کند يادداشت برداريد. 
فعاليت هايي را طرح ريزي کنيد که اهداف تدريس شما را با علاقه مندي هاي آنها ( دانش آموزان ) مرتبط سازد.
گام چهارم:
به دانش آموزان ياد دهيد تا به کارهاي کلاسي و زندگي خصوصيشان اهداف تنظيم کنند. اين مهارت به آنها درکلاس و در مدرسه و در آينده شغلي شان کمک مي کند.دانش آموزاني که داراي هدف خوب، تنظيم زمان مهارت هاي توسعه عالي، مديريت و مهرتهاي سازماني دارند.
گام پنجم: 
آنچه که دانش آموزان در حال حاضر بايد در مورد موضوع بدانند ارزيابي کنيد. قبل از شروع آموزش در مورد يک موضوع ، جلسه را با يک پرسش و پاسخ در مورد موضوع شروع کنيد. آنچه که شما از جلسه کلاس فهميديد براي تعيين نقطه شروع کلاس بکار ببنديد. 
در حال آموزش ، به دانش آموزانتان نگاه کنيد اگر آنها بي حوصله بودند يا اشتباه داشتند سئوالاتي را براي سنجش از آنها بپرسيد. اگر آنها اطلاعات را فهميدند. اطلاعات مشکل و پيچيده را براي دانش آموزانيکه موضوع را درک نکرده اند، مرور کنيد.
گام ششم: 
تکاليف کلاسي و آزمونها را در يک شيوه به موقع درجه بندي کنيد. براي دانش آموزان فرصت تلاش بيشتري را بدهيد، تا آنها به مرور مقالات ونوشته ها و تصحيح اشتباهات خود قبل از آزمون اصلي بپردازند. 
به دانش آموزاني که خوب کار کردند تبريک بگوئيد و آنهائيکه در حد استانداردها نبودند تشويق کنيد. تکاليف کلاسي دانش آموزان را مورد انتقاد و نکوهش قرار ندهيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 11:3  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

قواعد طرح سوالات امتحاني و تصحيح پاسخنامه

باسمه تعالي

قواعد طرح سوالات امتحاني و تصحيح پاسخنامه

فصل اول – مقدمه

امروزه بر اثر پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي ويافته‌هاي جديد روانشناسي و تعليم و تربيت، مفهوم آموزش و پرورش  به كلي دگرگون شده و دامنه آن نيز گسترش يافته است.

نقش تعليم و تربيت جديد آن است كه استعدادها و تواناييهاي دانش‌آموزان را شكوفا نموده و آنان را براي شركت در فعاليتهاي سازنده جوامع پوياي بشري آماده سازد به نحوي كه سعادت واقعي افراد و جوامع تأمين گردد.

نيل به اين هدف مستلزم ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار دانش‌آموزان است بدين معني كه هر يك از مواد و برنامه‌هاي آموزشي در نگرشها، علايق، تواناييها و رفتار دانش‌آموزان تغييرات معيني را به وجد آورد.

بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.

ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.

چنانچ ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و موثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت به شمار آورد.

بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان تغييرات رفتاريداش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.

ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نميسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.

چنانچه ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و مؤثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت بشمار آورد.

 

فصل دوم: كليات

-       امتحان بايد تحقق هدف‌هاي آموزشي را در هر يك از مواد درسي ارزيابي كند.

-   سوالات امتحاني بايد با محتواي مواد آموزشي سازگار باشد، توانايي و مهارت دانش‌آموزان را در سطوح مختلف هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي سئوالات ممكن در رابطه با هدف‌هاي رفتار و محتواي هر درس به گونه‌اي انتخاب شوند كه نمونه جامعي از آموخته‌هاي دانش‌آموزان را مورد سنجش قرار دهند.

-       محتواي امتحان بايد متناسب با هدفهايي باشد كه امتحان براي آن هدفها انجام گيرد.

-       نوع و چگونگي هر يك از پرسش‌هاي امتحاني بايد متناسب با نوع رفتار مورد اندازه‌گيري باشد.

-       امتحان بايد طوري طرح ريزي شود كه نتايج آن تا حد امكان به دور از خطاي اندازه‌گيري باشد.

 

فصل سوم: آزمون تشريحي و كاربرد آن

آزمونهاي تشريحي يا انشايي به آزمونهايي اطلاق مي‌شود كه پاسخ سئوالات آنها از يك پاراگراف تا يك انشا يا مقاله‌ي كامل را شامل شود.

-       قواعد تهيه سئوالات انشايي (گسترده پاسخ)

1- سوال بايد طوري تهيه نمود كه به طور مستقيم به هدف مورد اندازه‌گيري مربوط باشد.

2- سوال را بايد طوري نوشت كه موضوع مهمي را مورد سنجش قرار دهد.

3- صورت سوالهاي انشايي بايد، هم از نظر آيين نگارش و هم نظر رسم الخط واضح و مشخص باشد.

4- در تهيه سئوالات انشايي، از كاربرد كلمات «چه كسي»، «چه وقت»، «كجا» و...  (كلماتي كه حكايت از اندازه‌گيري امور جزئي و كم اهميت مي‌نمايد) بايد پرهيز نمود.

5- به پاسخ‌دهندگان حق انتخاب چند سوال از ميان تعدادي سوال داده نشود.

6- زمان كافي به پاسخ دهندگان داده شود و حتي‌الامكان براي هر سوال وقت جداگانه‌اي پيشنهاد شود.

7- با نوشتن سوالاتي كه به جواب كوتاه نياز دارند تعداد سوالات افزايش داده شود.

8- سوالات انشايي با واژه‌ها يا عباراتي از اين قبيل شروع شود.

«مقايسه كنيد»، «دلايل اين امر را بنويسيد»، « مثالهاي اصيل و ابتكاري اين موضوع را ذكر كنيد»، «چگونگي اين امر را توضيح دهيد»، «نتايج اين رويداد را پيش‌بيني كنيد» و...

9- استفاده از سوالات انشايي را بايد به هدف‌هايي محدود نمود كه با ساير انواع آزمونها به خوبي قابل سنجش نيستند.

10- در سوالاتي كه براي سنجش توانايي ارزشيابي آزمون شونده تهيه مي‌شوند از موقعيت‌هاي بديع تازه استفاده شود.

11- سوالات مربوط به مطالب و عقايد بحث‌انگيز بايد از آزمون‌شونده بخواهد تا شواهد لازم براي مستندكردن عقيده انتخابي خود بيان كند نه اين كه از او خواسته شود تا صرفاً عقايد شخصي خود را شرح دهد.

تذكر 1- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات انشائي (گسترده پاسخ) مي‌توان سنجيد، كاربرد، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي مي‌باشد.

تذكر 2- از سوالات انشايي (گسترده پاسخ) بهتر است همراه با ساير سوالات در امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي استفاده شود.

قواعد تصحيح سوالات انشايي (گسترده پاسخ)

1- پاسخ هر سوال تنها بر اساس هدفي كه در آن گنجانده شده است تصحيح شود.

2- از پاسخهايي كه به عنوان نمونه براي پرسش‌ها تهيه شده به عنوان كليد استفاده شود، ليكن از دانش‌آموزان با هر عبارتي كه مفاهيم مورد نظر را ارائه نمايند پذيرفته شود.

3- تمام پاسخهاي آزمون شوندگان را به يك سوال تصحيح نموده و بعد پاسخهاي مربوط به سوال دوم و...، تا آخر به همين ترتيب ادامه يابد.

4- در موقع تصحيح برگه‌هاي امتحاني از شناسايي نام صاحبان آنها خودداري شود.

5- اگر هر يك از اوراق توسط چند نفر جداگانه نمره داده شود ميانگين اين نمرات ملاك معتبرتري براي ارزشيابي پاسخها خواهد بود. (معدل‌گيري از نمره‌هاي چند مصحح بر اعتبار و عينيت ارزشيابي مي‌افزايد)

 

فصل چهارم: آزمونهاي محدود پاسخ و كاربرد آنها

دو نوع سوالات محدود پاسخ وجود دارد.

1- وقتي كه يك سوال مطرح مي‌شود و دانش‌آموزان بايد سوال را با استفاده از يك كلمه يا عبارت پاسخ دهند. (پرسشي)

2- وقتي كه جمله نيمه كاملي داده مي‌شود و دانش‌آموزان بايد با قراردادن يك كلمه يا عبارت مناسب، جمله را كامل كنند. (كامل كردني)

قواعد تهيه سوالات محدود پاسخ

1- سعي شود هر سوال مطلب مهمي را اندازه‌گيري كند.

2- هر سوال پيرامون موضوع مشخصي طرح شود.

3- در مورد جوابهاي عددي، واحد مقياس و ميزان دقتي را كه در محاسبات بايد رعايت نمود مشخص گردد.

4- در سوالات محدود پاسخ كامل كردني، تنها كلمات و عبارات مهم حذف شود.

5- در سوالات كامل كردني آزمونهاي پيشرفت تحصيلي بيش از يك يا دو جاي خالي منظور نشود.

6- جاي خالي سوالات كامل كردني حتي‌المقدور در قسمت آخر سوالات قرار داده شود.

7- در سوالات كامل كردني از كاربرد اشارات دستوري نامربوط و موارد ديگري كه جواب سوال را مشخص كند خودداري شود.

تذكر- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات محدود پاسخ مي‌توان سنجيد، دانش، و درك و فهم مي‌باشد و در امتحانات مرحله‌اي (تكويني) بهتر است استفاده گردد.

 

قواعد تصحيح سوالات محدود پاسخ

1- قبل از تصحيح اوراق، كليد مربوط به هر سوال با نمونه‌اي از پاسخهاي امتحان شوندگان مقايسه شود.

2- اگر نظير املاء، دقت در ساختن جمله و... مورد نظر باشد براي هر يك از عوامل مذكور نمره جداگانه‌اي در نظر گرفته شود.

3- اشتباهات شاگردان تصحيح شود و روش تصحيح اوراق و توضيحات لازم پيرامون هر پاسخ به شاگردان ارائه گردد.

 

فصل پنجم: آزمونهاي عيني (چند گزينه‌اي، صحيح، غلط و جور كردني) و كاربرد آنها

آزموني است كه آزمون شونده براي جواب دادن به سوالات آن نيازي به تهيه پاسخ و نوشتن آن در برگه آزمون ندارد بلكه پاسخ سوال به همراه آن به وسيله سازنده آزمون، تهيه و در اختيار آزمون شونده گذاشته مي‌شود و آزمون شونده بايد در مورد پاسخهاي داده شده تصميماتي اتخاذ نمايد.

اين نوع آزمون از آنجا به آزمون عيني معروف شده است كه در تصحيح پاسخنامه آن نظر شخصي مصحح دخالتي ندارد و اين كار به طور عيني (غيرذهني) انجام مي‌شود.

آزمونهاي عيني براي اندازه‌گيري دانش و معلومات، بهترين نوع آزمون هستند عده‌اي از متخصصان اندازه‌گيري و ارزشيابي معتقدند كه از سوالات آزمونهاي عيني براي ارزشيابي اكثر سطوح يادگيري مي‌توان استفاده كرد.

آزمونهاي عيني به سه دسته چند گزينه‌اي، صحيح- غلط و جوركردني تقسيم مي‌شود.

قواعد تهيه سوالات چند گزينه‌اي و صحيح – غلط

1- هر سوال طوري نوشته شود كه يك موضوع مهم را اندازه بگيرد.

2- بيش از يك مطلب يا مساله در هر سوال گنجانده نشود.

3- سوالات كاملا" روشن و واضح نوشته شود وازعبارات و كلمات قابل فهم آزمون شونده استفاده گردد.

4- از تكرار عبارت يكسان درگزينه‌هاي متعدد خودداري شود.

5- مطلب مورد سوال به طور كامل در تنه سوال (متن اصلي پرسش) آورده شود.

6- سوال طوري نوشته شود كه همه گزينه‌هاي آن به مطلب واحدي مربوط باشند.

7- سوال بايد طوري نوشته شود كه پاسخ درست تنها پاسخ درست يا درست‌ترين پاسخ باشد.

8- براي اندازه‌گيري درك و فهم يا توانايي كاربرد اصول و مفاهيم، در آزمون شونده، از مطالب تازه و بديع استفاده شود.

9- پاسخ‌هاي انحرافي طوري نوشته شوند كه امتحان شوندگان بي‌اطلاع را به خود جلب كنند.

10- پاسخ‌هاي هر سوال طوري نوشته شود كه از نظر دستوري و جمله‌بندي مكمل متن سوال باشند.

11- از بكاربردن اشارات نامربوط دستوري و ضمايري كه مرجع آن مشخص نيست خودداري شود.

12- تا حد امكان متن سوال به صورت مثبت نوشته شد و از به كار بردن عبارات منفي خودداري گردد.

13- از نوشتن سوالاتي كه در آن متن سوال منفي و پاسخها هم منفي است (منفي مضاعف) احتراز شود.

14- تا حد امكان از كاربرد عباراتي همچون «همه آنچه در بالا گفته شد» يا «هيچ يك از آنچه ر بالا گفته شد» خودداري شود.

15- سئوالات مستقل از يكديگر نوشته شود، پاسخ يك مسأله نبايد شرط لازم براي حل مسأله و يا تهيه سوال بعدي باشد.

16- از طرح سوالات گمراه كننده يا هدايت‌كننده پرهيز شود.

17- در طرح سوالات از دو كلمه متضاد كه يكي از آنها بهترين جواب سوال است به عنوان پاسخهاي انتخابي استفاده نشود.

18- طول پاسخ درست در سوالات مختلف تغيير داده شود.

19- محل پاسخ درست در ميان پاسخ‌هاي انحرافي بطور تصادفي انتخاب شود.

20- سوالات با عبارات و جملاتي نوشته شود كه مناسب سن و سال و قدرت درك و فهم آزمون شوندگان باشد.

21- سوالات آزمون طوري انتخاب شود كه پاسخ درست هيچيك از پرسش‌ها از روي متن و يا گزينه‌هاي پرسش‌هاي ديگر مستقيماً يا به طور ضمني استنباط نشود.

تذكر: سوالات صحيح – غلط در واقع نوعي پرسش دو گزينه‌اي است.

قواعد تهيه سوالات جوركردني

 سوال جوركردني نيز نوعي سوال چند گزينه‌اي است با اين تفاوت كه چند سوال در برابر چند پاسخ قرار مي‌گيرد و آزمايش شونده بايد تعيين كند كدام پاسخ ه كدام سوال مربوط است.

1- تعداد پاسخها بايد بيش از سوالات باشد و يا بالعكس.

2- سوالها و پاسخ‌ها بايد حتي‌المقدور كوتاه و خلاصه نوشته شوند.

3- پرسشها و پاسخ‌ها بايد طوري نوشته شوند كه ترتيب قرار گرفتن هر پاسخ با توجه به ترتيب سوالها به طور تصادفي و نامنظم باشد.

4- سوالات و پاسخهاي مربوط به هر پرسش بايد با يكديگر متجانس باشد.

5- طرز جوركردن پاسخها بايد در دستورالعمل آزمون به روشني توضيح داده شود. مثلاً آيا مي‌توان گزينه‌هاي جواب رابيش از يك بار مورد استفاده قرار داد يا نه.

تذكر: توانايي‌هايي ذهني و مهارتهايي كه با سوالات چند گزينه‌اي و جوركردني مي‌توان سنجيد دانش، درك و فهم، كاربرد و تجزيه و تحليل مي‌باشد. سوالهاي جوركردني معمولاً در پايان يك دوره يا ترم و گاه در پايان يك فصل كتاب يا يك بحث درس به دانش‌آموزان داده مي‌شود.

 

فصل ششم: تحليل سوالات آزمون

تحليل پاسخهاي دانش‌آموزان به هر سوال، اطلاعات تشخيصي لازم را براي بررسي كيفيت يادگيري دانش‌آموزان و مشكلات آموزشي در اختيار معلم قرار مي‌دهد و او را در رفع مشكلات يادگيري و آموزش مدد مي‌رساند.

براي تحليل سوالات آزمون بايد نحوه پراكندگي پاسخهاي آزمون شوندگان براي هر سوال و هر گزينه را مشخص نمود يعني معلوم نمود در هر سوال چند نفر گزينه درست را انتخاب كرده‌اند و هر يك از گزينه‌هاي انحرافي چند نفر را به خود جلب كرده و چند سوال را بي‌جواب گذاشته‌اند. بر اساس اين اطلاعات نكات زير در مورد تك‌تك سوالات روشن مي‌شود.

الف- قوه‌ي دشواري سوال

ب- قوه‌ي تميز سوال

ج- ارزش مورد نظر براي هر گزينه انحرافي

محاسبه ضريب دشواري

  منظور از دشواري يك سوال اين سوال است كه جمع پاسخ‌دهندگان به آن سوال چگونه پاسخ داده‌اند.

براي محاسبه ضريب دشواري يك سوال برگه‌هاي امتحاني را با توجه به نمره كل آزمون به دو دسته مساوي گروه بالا و گروه پايين تقسيم كرده و طبق فرمول زير عمل مي‌نماييم.

تعداد انتخابهاي درست گروه پايين + تعداد انتخابهاي درست گروه بالا

   100 ×                 = ضريب دشواري سوال

تعداد افراد گروه بالا + تعداد افراد گروه پايين

هر چه ضريب دشواري سوالي بزرگتر (به صد نزديكتر) باشد آن سوال، سوال آسانتري است و هر چه اين ضريب كوچكتر (به صفر نزديكتر) باشد سوال، سوال دشوارتري است.

محاسبه ضريب تميز

  قوه تميز يك سوال به اين مطلب اشاره مي‌كند كه اين سوال تا چه اندازه بين پاسخ دهندگان قوي و ضعيف تمايز قائل مي‌شود (مي‌شود فرض كرد 27% كسانيكه بيشترين نمرات را در مجموع آزمون به دست آورده اند گروه قوي و 27% كسانيكه كمترين نمرات را در مجموع آزمون كسب كرده‌اند گروه ضعيف مي‌باشند)

فرمول و قاعده محاسبه آن چنين است:

تعداد انتخابهاي درست گروه پايين – تعداد انتخابهاي درست گروه بالا

                                   = ضريب تميز سوال

تعداد افراد يك گروه (بالا يا پايين)

هر چه ضريب تميز بزرگتر باشد قوه تميز سوال بيشتر و هر چه اين ضريب كوچكتر باشد قوه تميز آن كمتر است.

ميزان مشابهت گزينه‌هاي نادرست هر سوال و قدرت آن در جلب توجه امتحان شوندگان

نكته ديگر در تحليل پاسخهاي آزمون شوندگان به سوالات آزمون، بررسي نحوه پراكندگي پاسخهاي مربوط به  گزينه‌هاي انحرافي هر سوال است (هدف از گنجاندن گزينه‌هاي انحرافي در سوالات چند گزينه‌اي منحرف كردن پاسخ دهندگاني مي‌باشد كه كمتر مطلع هستند)

بنابراين گزينه انحرافي عملاً بايد بتوان اين كار را انجام دهد و پاسخهاي آزمون شوندگان به هر يك از گزينه‌ها اين مطلب را روشن مي‌كند.

پس از بررسي‌هاي فوق و تحليل سوالات، سازنده آزمون بايد با استفاده از نتايج حاصل به تجديد نظر در سوالات خود و بازنويسي آزمون بپردازد.

هر بار كه آزمون به اجرا درمي‌آيد، بايد تحليل سوالات انجام گيرد و در محتواي آزمون تجديد نظر شود.

فصل هفتم: تجزيه و تحليل نتايج آزمون

  ارزشيابي از آموخته‌هاي دانش‌آموز براي كشف و رفع نارسايي‌ها، (خواه نارسايي‌هاي يادگيري شاگرد و خواه نقاط ضعف روش تدريس معلم) مي‌باشد.

  براي رسيدن به اين هدف نتايج امتحان بايد مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار گيرد و بر اساس اين تجزيه و تحليل بايد معلوم شود كه:

1- هر يك از دانش‌آموزان تا چه حد اندازه به هدف‌هاي تدريس رسيده‌اند.

2- دانش‌آموزان كلاس به طور كلي تا چه اندازه به هدف‌هاي درس دست يافته‌اند.

3- نارسايي‌هاي دانش‌اموزان مربوط به كدام يك از بخش‌هاي درسي است و چگونه مي‌توان آنها را بر طرف ساخت.

4- ميزان موفقيت معلم در رسيدن به هدف‌هاي درس تا چه اندازه است.

   براي بررسي موارد بالا لازم است كه نتيجه امتحان با توجه به جدول بودجه‌بندي سوالات مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد براي انجام اين كار اقدامات زير ضروري است:

-       تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با هر يك از هدف‌هاي درس

منظور آن است كه معلوم شود هر دانش‌آموز به كدام يك از پرسشهاي امتحان پاسخ درست، به كدام پرسشها پاسخ غلط و كدام پرسشها را بي‌جواب گذاشته است (اين اطلاعات را مي‌توان به سهولت از روي ورقه امتحاني و يا پاسخنامه‌هاي دانش‌آموزان به دست آورد)

-       تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با همه پرسش‌هاي امتحان

منظور از عملكرد وي در آزمون آن است كه معلوم شود به چند سوال از سوالات امتحان پاسخ درست داده است كه معمولاً به صورت درصد عملكرد وي بيان مي‌شود.

-       تعيين عملكرد كلاس در هريك از هدف‌ها

در اين مورد نيز عملكرد كلاس به شورت درصد بيان مي‌شود بايد معلوم كرد كه چند درصد شاگردان كلاس به هر يك از پزسشهاي امتحان پاسخ درست داده‌اند.

-       تعيين عملكرد دانش‌آموزان كلاس

در اينجا هدف اين است كه معلوم شود چند درصد دانش‌آموزان كلاس به طور متوسط به همه‌ي هدفهاي درسي كه از آن امتحان به عمل آمده است رسيده‌اند و يا به پرسش‌هاي آن پاسخ درست داده‌اند براي اينكار ابتدا ميانگين تعداد سوالاتي كه دانش‌آموزان كلاس به آنها پاسخ درست داده‌اند تعيين مي‌شود سپس درصد اين ميانگين نسبت به تعداد سوالات امتحان محاسبه مي‌گردد. كه به طور كلي ميزان موفقيت كلاس و معلم را در تحقيق هدف‌هاي درس نشان مي‌دهد.

اهميت تجزيه و تحليل نتايج امتحان

  اگر تجزيه و تحليل نتايج امتحان صورت نگيرد معلم نخواهد توانست از امتحان به ويژه امتحانات مرحله‌اي به عنوان وسيله‌اي براي كمك به بهبود يادگيري شاگردان و بهتر ساختن روشهاي تدريس خود استفاده مؤثري به عمل آورد تجزيه و تحليل نتايج امتحان مانند آيينه‌اي است كه سطح يادگيري دانش‌آموزان و بازده فعاليت‌هاي معلم و كلاس را منعكس مي‌كند.

 

 

 

فصل هشتم: ويژگيهاي مطلوب آزمونها

هر نوع وسيله اندازه‌گيري بايد ويژگي‌هايي را دارا باشد از ميان اين ويژگيها آن كه از همه مهمتر و مورد تأكيد متخصصان آزمون شناسي است دو ويژگي اعتبار و پاياني مي‌باشد.

-       اعتبار (روايي)

-   منظور از اعتبار آزمون اين است كه آيا آزمون به عنوان يك وسيله اندازه‌گيري، براي اندازه‌گيري آنچه مورد نظر است مناسب مي‌باشد يا نه. از آنجا كه آزمون‌هاي مختلف براي مقاصد مختلف تهيه مي‌شود اعتبارهاي مختلفي وجود دارد.

-       اعتبار محتوا:

مختص امتحانات پيشرفت تحصيلي است و حاكي از اين است كه محتواي آزمون بايد شامل يك نمونه دقيق از محتواي برنامه درسي و هدف‌هاي آموزشي باشند.

اگر معلم درس تاريخ بخواهد براي درس خود يك آزمون پيشرفت تحصيلي معتبر بسازد، آزمون او بايد دربرگيرنده نمونه‌اي درست و دقيق از مطالبي كه به دانش‌آموزان داده است باشد. در ضمن اين آزمون نبايد چيزي خارج از محتوا از محتوا و هدف‌هاي درس تاريخ اين معلم اندازه‌گيري شود.

-       اعتبار صوري:

در صورتي يك آزمون داراي اعتبار صوري است كه سوالات آزمون در ظاهر شبيه به موضوعي باشد كه براي اندازه‌گيري آن تهيه شده است و از طريق يك بررسي نسبتاً سطحي از ظاهر سوالات تعيين شود.

گاه صورت ظاهر يك آزمون از لحاظ قابليت پذيرش و معقول بودن آن آزمون براي آزمون شوندگان، داراي اهميت است.

گروهي از داوطلبان خلباني، يك آزمون رياضي را كه در آن مسايل مربوط به جريان با دو مصرف بنزين مطرح شده است، به آزمون رياضي ديگري كه مسايل را در قالب هزينه غلات يا فهرست مواد خام براي تهيه نوعي شيريني بيان مي‌كند ترجيح مي‌دهند.

-       اعتبار پيش‌بيني:

هدف آن پيش‌بيني توفيق افراد در امر تحصيلي يا شغلي مي‌باشد از آنجا كه اعتبار پيش‌بيني هميشه نوعي ملاك مورد نظر است كه نمرات آزمون پيش‌بيني را بايد با آن مقايسه كرد به آن اعتبار ملاكي گفته مي‌شود.

براي اسنكه تعيين كنيم كه يك آزمون ورودي دانشگاه داراي اعتبار پيش‌بيني است يا نه، بايد رابطه بين نمرات داوطلبان ورود به دانشگاه را در اين آزمون با نمرات درسي كه بعدها آنان در دروس دانشگاهي كسب مي‌كنند مقايسه نماييم و ضريب همبستگي بين اين دو دسته نمره را حساب كنيم.

  در مورد قدرت پيش‌بيني نمرات دوره راهنمايي تحصيلي براي پيش‌بيني موفقيت در دوره دبيرستان، و قدرت پيش‌بيني نمرات دوره دبيرستان براي توفيق در دانشگاه نيز، مي‌توان همين كار را انجام داد.

-       اعتبار همزمان:

از مفاهيم بسيار نزديك به اعتبار پيش‌بيني، اعتبار همزمان است.

تفاوت بين ايم دو نوع اعتبار تفاوت در زمان است نه تفاوت در نوع.

اگر به عوض مقايسه نمرات يك آزمون با نمرات آزمون ديگري كه در آينده به دست خواهند آمد نمرات آزمون اول را با نمرات آزمون ديگري كه همزمان با آزمون اول يا در فاصله كوتاهي بعد از آن اجرا مي‌شود مقايسه كنيم، رابطه حاصل بين اين دو آزمون مزمان اجرا شده، مبين اعتبار همزمان است.

-       پايايي

بر دقت اندازه‌گيري دلالت مي‌كند مي‌خواهيم بدانيم اگر آزموني را براي اندازه‌گيري يك متغير چند بار به كار بريم نتايج حاصل مشابهند يا متفاوت.

 

منابع:

روانشناسي پرورشي، تأليف: دكتر سيف

ارزشيابي به روش نوين، خانم طاهره رستگار

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:53  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

هفته بزرگداشت مقام معلم

هفته بزرگداشت مقام معلم بر فرهنگیان عزیز مبارک باد

مولاعلی آن گاه که من علمنی گفت تقریر نمود ارزش والای معلم
با گرامی داشت یاد و خاطره معلم شهید ،استاد مرتضی مطهری فرارسیدن این هفته بزرگ را به تمامی همکاران تبریک عرض می نماییم.

  

 

امام خمینی (ره) :

نقش معلم در جامعه نقش انبیاست انبیاء هم معلم بشر هستند تمام ملت باید معلم باشند فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلّم.

 

 

 

 

 

      مقام معظم رهبری :

 دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ی ما را ترسیم می کند.

  آنجا که خط مقدم است و انسانها امانت. و مقام معلمی را این سَزَد که انسان امانت اوست آنجا که مهر با اشک درآمیزد پلک ها خم شود و هق هق سینه را شاهد باشد و بی اختیار دست ها به یاری بشتابد تا در خلوتگاه دل اشکها با حرکت سینه تداوم یابد و دستها ناگهان به آسمان پر رمز و راز گشوده شود و لبها نجواگر خدایا خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین و الحمدوا... باشند. خدایا گر نبود لطف، رحمت و هدایت تو خود را در این بوستان نمی یافتم ونمی دانستم این چنین.

      می گویند مخلوقات عالم در مواقعی که نیازمند هستند از عمق وجود و از مرکزی ترین نقطه دید خود به طرف مقابل می نگرند و معرف نیاز خود می شوند گویی مقابل او نیاز او را می بیند راستی در مقام تعلیم و تربیت این معلم است می فهمد که نگاه فرزندان معصوم چه پیامی و نیازی را مطرح می سازند. پیام آنها مهر و محبت به مقام دوست داشتنی معلمان خویش است و نیاز آنها در هم آمیختن باورها، دانستنی ها و ذهنیت های خود با معلمان خویش است. آنجا که شاهد بر تأیید علوم خویش باشند. نظاره گر این صحنه های با عظمت با پرواز شادمانه ی روح و روان فرزندان، معلم است آیا همتایی در بین مسئولیت ها جزء این است که به این مقام معنوی و حیات علمی و تربیتی و ... دست یابد؟

       دست توانای معلم به هنگام اوج فکر، علم و دانش فراگیرانش مددکار دستان آنهاست و چشمان او با مهر و محبت چشم های همه ی عزیزانش را در صحن تعلیم و تربیت می پاید این جا را باید نگریست و بر صاحبان این مقام معنوی و الهی آفرین و تبریک گفت و این یک اشاره است و یک قطره و بس.

معرفی و تعریف مقام معلمی را باید در کلام گهربار حضرت امام رضوان الله تعالی علیه جستجو کرد که می فرمایند نقش معلم در جامعه نقش انبیاست و آنجا که رهبر فرزانه ی مان می فرمایند چشم انداز آینده ی کشور به دست توانای معلمان ترسیم می شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:45  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام

ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام

ارزش کار افراد را ذات أقدس اله در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود مبارک پیغمبر (ص) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمود: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛ آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که آدم برای دیگری کار بکند!

خدا امام و شهداء را غریق رحمت کند؛ اینکه بخش وسیعی از سرمایه های مملکت رفته به طرف تعاونی، برای همین جهت است. بخش خصوصی را با تعاونی دارند تقویت می کنند که اصرار قانون اساسی بود یعنی این که بگذارید مردم برای خودشان کار بکنند، نه مزدور دیگران باشند!

یک وقت وزارت کار کارگرها را جمع کرد،؛ خیال کرد ما برای آنها حدیث می خوانیم که وجود مبارک پیغمبر دست مزدور را بوسید؛ آن روز که ما آن حرف را، نمی دانم چند سال قبل بود نقل کردیم؛ برای بعضی ها تلخ بود، سعی کردند این را چاپ نکنند! خیال کردند که اسلام که می گوید دست کارگر را باید بوسید، پیغمبر دست کارگر را بوسید، یعنی دست مزدورها را!! که عدّه ای سرمایه دار باشند، کار بکنند؛ عدّه ای هم اجیر باشند. این را که نگفته اند!

گفتند: کار خوب است، کارگر عزیز است؛ نهاجیر! یعنی برای خودت کار بکن. دولت هم موظّف است مشکلات اینها را حل بکند، به اینها وام بدهد، تسهیلات بکند، اینها برای خودشان کار بکنند. فرق گذاشتن بین مزدوری و کارگری در دستورات دین ما هست.


آزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش

کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او راامتحان کرده؛ نه اینکه او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛ نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام و اهانت نیست؛ نّ الغ نا و الفقر بعد العرض علی الله (1).

فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه

امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که: ما ضرب الله سبحانه و تعالی عبداً ب سوط اوجع م ن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه. فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر.

فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما م ن دابّه لا علی الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم، اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی نگذاشتم.

ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع

فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا ف ی مناک ب ها (4). مگر آدم روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند، از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید، نهر عسل در اختیار شماست. و انهاأ م ن عسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در نیآمده، از زنبور و نیش در نیآمده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید. امّا اینجاودر این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید.

آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش

فرمود: مگر من شما را نیآفریدم؟! مگر من این عالم را نیآفریدم؟! آن کسی که این عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان ف ی کبد (6). کب د همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا نهر عسل به انتظار او باشد. انهاأ م ن ماء

غ یر آس ن (7)، و انهاأ م ن لبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است. اینجا، جای آسایش نیست.

بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ ل لرّ جال نصیأ م مّا اکتسبوا و ل لنّساء نصیأ م مّا اکتسبن (9)

گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:39  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

از بيانات آية الله العظمي بهجت :

( از بيانات آية الله العظمي بهجت : )

وقتي مرحوم سيد محمد فشاركي از سامرا به نجف آمدند ، مرحوم آخوند خراساني به شاگردان خود دستور داد كه در درس ايشان شركت كنند ، و همه ي بزرگان از قبيل سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ عبدالله لنكراني و آقا ضيا عراقي و مرحوم آقا شيخ عبدالكريم حايري که از سامرا با ايشان بود ، و نيز مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني و علماي ديگر نجف به درس آقا سيد محمد فشاركي رفتند ، ولي همين سيد محمد فشاركي كه از اساتيد بزرگ حوزه ي علميه ي نجف بود ، كارش به جايي رسيده بود كه وقتي به دكان نانوايي رفته بود تا نان بخرد ، نانوا به او گفته بود : حساب شما زياد شده است ، ديگر به شما نان نمي دهيم ! تا اين كه طلبه اي ضامن مي شود كه به ايشان نان بدهند.


با اين همه ابتلائات و فقر و ناداري ، از جهت روحي كاملا راحت بودند ؛ زيرا دل به جاي ديگر بسته بودند و در علم و عمل همت عالي داشتند و اين گونه گرفتاري ها ، آنها را از كارهاي خود باز نمي داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 7:49  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

آموزش ابتدايي در شكل‌گيري مفاهيم رياضي

آموزش ابتدايي در شكل‌گيري مفاهيم رياضي چاپ
 

 

 

مقدمه:

از آن‌جا كه پيشرفت روز افزون صنعت و تكنولوژي در جهان پهناور، رو به افزايش است نياز و ضرورت و جايگاه رياضيات ابتدايي بيشتر احساس مي‌گردد. آموزش ابتدايي، در شكل‌گيري مفاهيم رياضي نقشي اساسي دارد. كودكان لازم‌التعليم با ورود به دوره ابتدايي با مفاهيم رياضي آشنا مي‌گردند. حال چگونه بايد اين مفاهيم در اذهان كودكان نهادينه شود. به شرايط موقعيت‌ ياددهي، يادگيري بستگي دارد. كودكان در محيط كلاس مي‌آموزند آنچه را در اختيار دارند. معلمان و دست‌اندركاران نظام آموزشي بايد مفاهيم رياضي را ملكه ذهن كودكان سازند.

برنامه‌ريزي، تغيير كتب رياضي، تغيير روش‌ها و متد تدريس از مهم‌ترين اركان تدريس و نهادينه ساختن، مفاهيم رياضي در دوره ابتدايي هستند كه در اين مقاله به آن‌ها مي‌پردازيم.


اهداف آموزش رياضي در دوره ابتدايي

1- ايجاد توانايي براي انجام محاسبات عددي در زندگي روزمره

2- پرورش نظم فكري و درست انديشيدن از طريق آموزش بكار بردن صحيح دانسته‌ها براي به دست آوردن نتيجه‌ها

3- ايجاد توانايي در انجام دادن محاسبات ذهني و حدس و تخمين زدن كميت‌ها در حدود نيازهاي زندگي روزمره

4- آموزش رياضيات مورد نياز در رابطه با ساير دروس دوره ابتدايي

5- ايجاد توانايي در برآورد راه حل مسائل و حدس جواب آن‌ها

6- ايجاد توانايي درك محتواي رياضي مسائل به قالب رياضي در آوردن و حل آن‌ها


نقش آموزش ابتدايي در شكل‌گيري مفاهيم رياضي

مفهوم آموزش ابتدايي

اولين دوره آموزش و تربيت براي هر انساني به طور رسمي، آموزش ابتدايي است. بعد از آموزش‌هايي كه فرد در محيط خانواده فرا مي‌گيرد، آموزش‌هاي رسمي به عنوان آموزش دوره‌ عمومي شروع مي‌شود. كودكان از سن 5 سالگي وارد عرصه تعليم و تربيت رسمي مي‌شوند و پس از طي 6 سال آموزش و تربيت به دوره بعدي يعني راهنمايي تحصيلي وارد مي‌شوند. كودكان لازم التعليم هر كشور با كشور ديگري در ورود به مدارس ابتدايي تفاوت دارند. كشورهايي كه فقر فرهنگي دارند، معمولاً بسياري از كودكان لازم التعليم آن‌ها از تحصيل و آموزش محروم مي‌شوند. دوره‌ ابتدايي با توجه به حركت جديدي كه در زمينه توسعه برنامه علوم رياضي در قرن اخير ايجاد شده است به آموزش ابتدايي اهميت زيادي قائل شده‌اند. قدرت يادگيري دانش‌آموزان دوره ابتدايي بيش از ميزاني است، كه در برنامه‌هاي درسي استاندارد مدارس منظور شده است.

آموزش‌هاي دروس مختلف، در دوره ابتدايي كودكان را با جهان و پديده‌هاي آن آشنا مي‌سازند. آموزش رياضي در دوره ابتدايي يكي از اين دروس است. آموزش سنتي رياضي ابتدايي جواب گوي نيازهاي دانش‌آموزان امروز نخواهد بود. تغيير و دگرگوني در برنامه‌هاي دوره ابتدايي و كتب رياضي و همچنين تغيير اساسي روش‌هاي تدريس در دوره‌ ابتدايي نقش به سزايي در آموزش و فراگيري مفاهيم رياضي دارد.

هر چند برنامه‌ها و كتب درسي رياضي در ابتدايي تغيير يافت ولي نتايج آموزش‌ها چندان مطلوب نشد. در طرح كليات نظام آموزش و پرورش جمهوري ايران شيوه آموزش رياضي به دو روش فعال و غيرفعال تدوين شده است كه صفت فعال متوجه تلاش ياد گيرنده در يادگيري است.

نظر دانشمندان درباره آموزش ابتدايي(مباني نظري)

1- پياژه شناخت شناس معروف سوئيسي، تئوري خاصي از فرآيند دانستن آدمي به دست داده است كه با تئوري‌هاي ديگر گذشته در تعليم و تربيت به صورت ريشه‌‌اي مغايرت دارد. به نظر پياژه‌ ما هرگز نمي‌توانيم واقعيت را آن‌طور كه هست در ذهن خود تصوير كنيم يا واقعيت‌هاي خارج از عالم ذهن را به همان ترتيب كه هست وارد ذهن كنيم بلكه واقعيت نوعي بازسازي شده از محيط هر شخص است و هرگز واقعيت‌هاي ياد گرفته شده عيناً نسخه برگردان آن‌ها در خارج از ذهن نيست.

به نظر اين دانشمند هر كودك در جريان رشد خود، واقعيت‌ها را براي خود، بازسازي مي‌كند.

و به تدريج نتيجه اين بازسازي‌ها به واقعيت‌هايي كه در ذهن بزرگسالان است نزديك مي‌شود. مي‌توان گفت هر معلم بايد محتواي مطالب آموزشي را با فعاليت‌هاي ذهني كودك منطبق سازد و كودك در امر يادگيري به ويژه رياضيات ابتدايي بايد مستقيماً با موضوع يادگيري درگير باشد.

يعني خود فعاليت‌ داشته باشد به عبارت ديگر هرچه كودك در يادگيري مفاهيم رياضي بتواند مشاهده و تجربه كند، مفاهيم رياضي در ذهن او روشن‌تر و صريح‌تر بازسازي خواهد شد. از طرفي هر دانش‌آموز ضمن فعاليت‌هاي خود با ساير همكلاسي‌هايش در حال عمل و عكس‌العمل مي‌باشد.

يادآور مي‌شويم كه پياژه از نظر رشد براي تفكر كودك مراحلي را به تحقيق يافته است. معلم رياضي ابتدايي، زمان مناسب را براي آموزش هر مطلب رياضي در مدارس ابتدايي بايد انتخاب كند. تدريس رياضي با رشد عقلي يادگيرنده مناسبت پيدا مي‌كند و در اين صورت فشار غير ضروري بر كودكي كه هنوز آمادگي لازم براي آموختن مطلبي ندارد وارد نمي‌گردد و همچنين در آموزش مطالب رياضي نيز تاخير بي‌مورد مجاز شمرده نمي‌شود.»

چگونگي حل مسائل و درك مفاهيم رياضي در دوره ابتدايي

از كلاس دوم ابتدايي كه دانش‌آموزان با مساله روبه‌رو مي‌شوند و شروع به حل مسائل ساده‌اي مي‌نمايند، بايد نكات مهمي را كه براي حل مساله لازم است به آنان آموخت و مراقبت كرد كه در حل مسائل اين نكات را رعايت نمايند تا به تدريج ملكه ذهن آنان گردد.

اين نكات عبارتند از:

1. قبل از شروع به حل مساله بايد دانش‌آموز مشخص نمايد كه در مساله چه اطلاعاتي به او داده شده است و چه چيز از او خواسته‌اند. به عبارت ديگر بايد تعيين نمايد كه داده‌هاي مساله چيست و از او چه جوابي خواسته‌اند؟ همكاران محترم مي‌توانند به طريق مختلف دانش‌آموزان را به اين كار عادت دهند.

2. دانش‌آموز بايد قبل از حل مساله با هر عمليات رياضي ديگر، جواب آن را تخمين بزند. اين امر باعث مي‌شود كه اگر دانش‌آموزي در انجام عمليات خود اشتباه كرد، متوجه آن شود و اشتباه خود را برطرف نمايد. مثلاً دانش‌آموز بايد بتواند پيش‌بيني كند كه حاصل جمع دو عدد 27 و 19 عددي است بزرگتر از 40 و كوچكتر از 50 بنابراين، اگر حاصل جمع را 38 تا 68 به دست آورد، مي‌داند كه اشتباه كرده است و يا حاصل‌ضرب دو عدد 34*57 از 1500 بزرگتر و از 2400 كوچكتر است و يا دقيق‌تر بگوييم، عددي است در حدود 2000 بنابراين اگر حاصلضرب را عدد 2938 تا 1138 به دست آورد، متوجه خواهد شد كه اشتباه كرده است. به عنوان مثال مي‌پردازيم به حل مساله شماره يك صفحه 14 رياضي چهارم دبستان صورت مساله از اين قرار است آمار دانش‌آموزان يك دبستان در باختران كه از نمايشگاهي كه به مناسبت دهه فجر برپا شده بود بازديد كردند، چنين است، كلاس اول 38 نفر، كلاس دوم 37 نفر، كلاس سوم 35 نفر.‌ كلاس چهارم 32 نفر، كلاس پنجم 36 نفر تعداد دانش‌آموزان اين دبستان كه از نمايشگاه ديدن كرده‌اند چند نفر است؟ چون تعداد دانش‌آموزان هريك از پنج كلاس، از 30 نفر بيشتر و از 40 نفر كمتر است بايد دانش‌آموز بتواند پيش‌بيني كند كه مساله از 150 نفر بيشتر و از 200 نفر كمتر است.

3. منطقي بودن جواب مساله:

دانش‌آموز بايد ياد بگيرد و دقت نمايد كه جوابي را كه براي مساله به دست مي‌آورد، منطقي و قابل قبول باشد و با آنچه در اطراف او وجود دارد، تطبيق كند. مثلاً تعداد درختان يك باغ، تعداد دانش‌آموزان يك مدرسه و تعداد خانه‌هايي كه در يك محله ساخته شده‌اند. نظاير آن‌ها هميشه اعدادي صحيح است و جواب‌هاي كسري براي چنين مساله‌هايي غيرمنطقي است. همچنين بلندي قد يك انسان، وزنه‌اي كه يك دانش‌آموز مي‌تواند بلند كند، تعداد مسافرين يك اتوبوس مسافربري، تعداد دانش‌آموزان يك كلاس حدودي دارند كه بيش از آن منطقي نيست. بنابراين، اگر دانش‌آموزي در حل مساله‌اي تعداد مسافرين يك اتوبوس معمولي را 154 نفر يا وزنه‌اي كه يك دانش‌آموز كلاس چهارم بلند مي‌كند كه اين اعداد و ارقام غيرمنطقي است و مسلماً در حل مساله اشتباه كرده است.

يكي از استادان بسيار خوب دانشگاه تعريف مي‌كرد كه دانشجويي در يكي از رشته‌هاي علمي در حل مساله‌اي دماي سيمي را چند ميليون درجه سانتي‌گراد به دست آورده بود و هيچ‌ دقت نكرده بود كه در دماي بيش از پنج هزار درجه، تمام فلزات ذوب مي‌شوند و ديگر سيمي وجود ندارد كه دماي آن به ده هزار درجه برسد تا چه رسد به چند ميليون درجه.

حال برمي‌گرديم به حل مساله فوق‌الذكر:

يكي از مسائل خوبي كه در كتاب‌هاي رياضي ابتدايي آمده است همين مساله شماره 7 صفحه 73 رياضي چهارم دبستان و مسائل نظير آن است. صورت مساله چنين است «مي‌خواهيم براي 52 دانش‌آموز در اردوگاه چادر بزنيم حداقل چند چادرنشين شش نفره لازم است تا كسي بدون چادر نماند» اين گونه مسائل هم جنبه كاربردي دارند و در زندگي روزانه زياد اتفاق مي‌افتند و هم دانش‌آموز ياد مي‌گيرد كه به مطالبي كه در بالا تذكر داده شده توجه نمايد براي حل اين مساله مي‌توان با مثال‌هاي محسوس مطلب را براي دانش‌آموزان روشن كرد. مثلاً مي‌توان عملاً به دانش‌آموزان نشان داد كه اگر در كلاس 38 دانش‌آموز باشد و سه دانش‌آموز روي يك نيمكت بنشينند، حداقل چند نيمكت لازم است تا همه دانش‌آموزان محلي براي نشستن داشته باشند. در اين مثال دانش‌آموزان متوجه مي‌شوند كه 36 نفر روي 12 نيمكت مي‌نشينند و 2 نفر ديگر نيمكت ندارند. بنابراين، بايد براي‌ آن دو نفر نيز يك نيمكت در نظر گرفت. پس جمعاً 13= 1+12 نيمكت لازم است. به اين ترتيب، دانش‌آموزان به مفهوم مساله پي خواهند برد و مساله مورد بحث نيز به همين ترتيب حل مي‌شود.

براي 48 نفر 8 چادر لازم است و براي 4 نفر ديگر كه بدون چادر مانده‌اند بايد يك چادر در نظر گرفت. چون فرض مساله اين است كه چادرها شش نفره است و كسي هم نبايد بدون چادر بماند. بنابراين 9= 1+8  چادر لازم است. به نظر مي‌رسد اشكال از اينجا به وجود مي‌آيد كه ما دانش‌‌آموزان را عادت داده‌ايم به اينكه هر عددي در حل مساله به كار مي‌برند يا بايد در صورت مساله آمده باشد و يا در ضمن عمليات به دست آيد. در اينجا عدد يك كه بايد با عدد 8 جمع‌ شود، هيچ‌كدام از دو حالت فوق را ندارند و در موقع نوشتن حل مساله براي آن‌چه توضيحي بايد داد. اگر توجه نماييم كه يكي از هدف‌هاي اصلي تدريس رياضي عادت دادن دانش‌آموزان به تفكر صحيح و منطقي است، اين مشكل ديگر وجود نخواهد داشت. به اين ترتيب، همان‌طور كه تذكر داده شد دانش‌آموز پس از انجام عمل تقسيم توضيح مي‌دهد كه براي 48 نفر 8 چادر لازم است و براي 4 نفر باقيمانده نيز يك چادر ديگر.

و سپس مي‌نويسد: 9=1+8 حداقل 9 چادر لازم است تا هيچ‌كس بدون چادر نماند.

در طول تاريخ آموزش و پرورش حل مساله يكي از هدف‌هاي مهم آموزشي معلمان به شمار مي‌آمده از بركت پيشرفت‌هاي روانشناسي علمي معاصر بر اهميت موضوع افزوده شده است. جان ديوئي، جروم برونر، ژان پياژه، ولئو ويگوتسكي از جمله كساني هستند كه بر نقش فعاليت‌ يادگيرنده در جريان حل مساله بر دانش‌اندوزي تأكيد داشته‌اند بنا به گفته كيلپا تريك، يادگيري در آموزشگاه بايد هدفمند باشد نه التزاعي و يادگيري هدفمند از راه وا داشتني دانش‌آموزان كه انجام پروژه‌هاي مورد علاقه و انتخاب خودشان بوده بهتر امكان‌پذير است.

شكل‌گيري رياضي با درگير نمودن دانش‌آموز با مسأله: وقتي يادگيرنده با موقعيتي روبه‌رو مي‌شود كه نمي‌تواند با استفاده از اطلاعات و مهارت‌هايي كه در آن لحظه در اختيار دارد به آن موقعيت سريعاً پاسخ درست بدهد يا وقتي كه يادگيرنده هدفي دارد و هنوز راه رسيدن به آن را نيافته است، مي‌گوييم با يك مساله رو‌به‌رو است. حل مسأله صرفاً دانستن اطلاعات، مفاهيم يا اصول و كنار هم قرار دادن آن‌ها نيست، بلكه يادگيرنده بايد راه‌هاي تازه تركيب دانش‌هاي قبلي به ويژه اعداد يا اصول قبلاً آموخته شده را كه به حل مسائل منجر مي‌شوند كشف كند. اگر چنين وضعيتي صورت گرفت مفاهيم در ذهن شكل مي‌گيرد.

موارد زير به درك مفاهيم رياضي كمك مي‌كند

1. لازم است تست‌هاي استاندارد در زمينه‌هاي سنجش توانايي ذهني كودكان تهيه شود و معلمان قبل از تدريس بتوانند توانايي هر دانش‌آموز را در يادگيري مطالب رياضي مانند مجموعه‌ها، عددها،‌ زمان، سرعت و... ارزيابي كرده و به دقت معين كنند.

2. دروس رياضي براساس توانايي‌هاي مختلف ذهن كودك كه در مراحل رشد فكري او ظهور مي‌كند و تقويت مي‌گردد برنامه‌ريزي شوند.

3. معلمان كلاس‌هاي مختلف مدارس ابتدايي با توجه به انتخاب روش‌هاي درسي طوري عمل كنند كه روش‌ انتخابي در تدريس با رشد فكري كودكان برابر تحقيقات پياژه مناسبت داشته باشد. مثلاً در مدارس ابتدايي كه اغلب كودكان در مرحله رشد تفكر عملي هستند بايد دانش‌آموزان با راهنمايي معلمان خود از اشيا و وسايل عيني بيشتر استفاده كنند. روش فعال به صورت روش آموزش گروهي و همچنين روش آموزش انفرادي در كلاس درس رياضي به كار برده مي‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 10:2  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش 

چگونه دانش آموز خلاق می شود.

 اميد به آينده و ايمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش مستمر نصيب فراگير خواهد شد بايد در دوره‌هاي آموزش خلاقيت مورد تاكيد قرار گيرد تا انگيزه بيشتري براي فراگيرنده بوجود آيد.
ـ تجسم وضع آينده و مقايسه آن با وضعيت فعلي كمك در يافتن راه حل‌هاي بديع خواهد كرد.
ـ خود معلمان، هم در پرورش خلاقيت بسيار موثر هستند. نقش معلم در شناخت و هدايت استعدادها و باور كردن خلاقيت‌ها و نوآوري‌ها بسيار تعيين كننده است، مربيان تا حدي مي‌توانند مهارت‌هاي خلاقيت، مانند روش‌هاي تفكر درباره مسائل و قوانين علمي براي تدبير راه‌هاي جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنين مهارت‌هايي را مي‌توان مستقيماً آموزش داد. اما بهترين روش انتقال از طريق نمونه بودن خود مربي است.
ـ بايد از روش‌هاي تدريس گوناگون استفاده كرد. دانش‌آموزان داراي تفاوت‌هاي فردي بيشماري هستند و هر يك مساله را به شيوه‌هاي خاص خود تجزيه و تحليل مي‌كنند پس يك روش يادگيري نمي‌تواند موفقيت همه بچه‌ها را تضمين كند.

ويژگي‌هاي دانش آموز خلاق


خلاقيت، عبارت از قدرت استدلال، درك سريع مفاهيم و حافظه‌قوي در دانش‌آموز خلاق است. شاگردان خلاق لزوماً در آزمون‌هاي هوشي نمره چندان فوق‌العاده‌اي كسب نمي‌كنند. اما در آزمون‌هاي مربوط به سنجش مهارت‌هاي تفكر واگرا نمره بالايي به دست مي‌آورند. بنابراين فقط اشخاص تيزهوش نيستند كه مي‌توانند خلاق باشند، بلكه با هوش متوسط هم مي‌توان خلاق بود و كمبود خلاقيت را فقط به افرادي كه عقب ماندگي ذهني دارند مي‌توان نسبت داد. نتايج تحقيقات تورنس راجع به رابطه هوش و خلاقيت نشان دهنده اين است كه معدل بهره هوشي دانش‌آموز خلاق بين 97 تا 126 است و در نتيجه بين شاگردان باهوش و خلاق تفاوت معني داري در پيشرفت تحصيلي وجود ندارد.
دانش آموزاني كه خلاقند راه حل‌هاي هوشمندانه براي مسائل ارائه مي‌دهند. آنها در باز خورد و نگرش‌هاي خود مستقل و بي‌تعصب‌اند و ترجيح مي‌دهند كه در شرايطي باز و نامحدود (از نظر يادگيري) فعاليت كنند تا ديدگاه‌هاي خود را مطرح كنند. اين كودكان به فعاليت‌هاي اجتماعي علاقه دارند. دختران خلاق علاقه دارند كه بيشتر با پدر خود همساني داشته باشند. دانش‌آموزان خلاق از خوانندگان كتاب و مجله به شمار مي‌آيند و از مهم‌ترين قصايص آنها احساس بي‌شباهت بودن به ديگران است. آنها در فعاليت‌هاي گروهي غالباً نقش رهبر را به عهده مي‌گيرند و براي مشورت، بيشتر به دوستان مراجعه مي‌كنند تا والدين. آنها داراي تخيلي قوي‌اند حتي در كودكي دوست خيالي داشته‌اند. از جمله خصوصيات ديگر آنها روياهاي با شكوه و وحشت انگيز است كه نشان از ناايمني عميقي است كه در زير ظاهر مطمئن‌شان پنهان است. شاگردان خلاق، آشوب‌گر و بي‌انضباط لقب گرفته‌اند. سوالات آنها عجيب و نامعقول جلوه مي‌كند و باعث تهديد معلم مي‌شود. از نظر اجتماعي كتزل و جكسون معتقدند كه يكي از خصوصيات مهمي كه كودك داراي خلاقيت سطح بالا را از كودك داراي بهره‌ي هوشي سطح بالا متمايز مي‌كند توانايي يا گرايش فرد خلاق به خطر كردن است.
نيكسون، تورنس و ولي‌كاك تحقيقاتي انجام داده‌اند و ويژگي‌هاي دانش‌آموزان خلاق را اين چنين عنوان كرده‌اند:
1ـ اين دانش‌آموزان از نظر هوش بالاتر از سطح متوسط هستند.
2ـ از نظر هوش كلامي و فضايي بسيار برجسته‌اند.
3ـ داراي ظرفيت‌هاي حافظه فوق‌العاده در سطح و نگهداري وقايع مختلف هستند.
4ـ آماده‌اند امور و فعاليت‌هاي مختلف را تجربه كنند.
5ـ از نظر فكري مستقل‌اند.
6ـ از نظر اجتماعي، رفتاري مطلوب دارند.
7ـ از نظر بيان، صريح و راحت‌اند.
8ـ افرادي فعال و كنجكاوند.
9ـ در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموماً از تفكر واگرا برخوردارند. تفكر واگرا تفكري است كه به گونه‌اي متفاوت از جريان عالم فكري جامعه به حل مسائل مي‌پردازد.
10ـ به مسائل مذهبي و فلسفي علاقه‌ نشان مي‌دهند.
11ـ عموماً مقاوم و با جرأت، انتقادپذير و خستگي ناپذيرند.
12ـ خود جوش، صادق و ساده‌اند.
اگر ويژگي‌هاي مزبور در يك فرد خلاق به طور كامل ديده نشود مطمئناً در گروه افراد خلاق قابل مشاهده خواهند بود.

روش‌هاي ايجاد تفكر خلاق


معلم مي‌تواند با به كارگيري شيوه‌هاي مناسب زمينه رشد خلاقيت را در دانش‌آموزان فراهم نمايد و موارد ذيل از آن جمله‌اند:
1ـ استفاده از مغايرت‌ها: ارائه مطالبي كه خلاف باورهاي مرسوم و عمومي علمي باشد، مثلاً معلم در درس علوم از دانش‌آموزان بخواهد كه نظريات قديمي را رد كنند و بدين ترتيب دانش‌آموزان را برانگيزاند تا چيزها را ارزيابي كنند و راه‌هاي جالبي براي آزمودن و اثبات كردن مسائل بيابند.
2ـ استفاده از تمثيل: معلم به دانش‌آموزان كمك كند تا با استفاده از چيزهايي كه قبلاً مي‌دانستند در موقعيتي مشابه به اطلاعات، حقايق و اصول تازه‌اي دست يابند. به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمي براساس موقعيت‌هاي مشابه شكل گرفته‌اند.
3ـ توجه دادن به كمبودها و خلاء موجود در دانش: از دانش‌آموزان خواسته شود به جاي آنكه به دانستني‌هاي انسان بپردازند آنچه را كه براي انسان مجهول مانده است بررسي كنند. مهارت‌هاي دانش‌آموزان را براي جست‌و‌جوي شكافها، ناشناخته‌ها و مجهولات توسعه دهند.
معلم بايد از دانش‌آموزان بخواهد تا تمام تعاريف ممكن يك مساله و همچنين موارد نقض آن را جستجو كنند.
4ـ تقويت تفكر درباره امكانات و احتمالات
فرصت‌هايي ايجاد شود تا با سوال‌هايي مانند چطور، اگر، از چه راه‌هايي پاسخ داده شود و حتي خود وادار به پاسخ دادن به آن شود. دانش‌آموزان بايد بفهمند چگونه يك چيز به يك چيز ديگر منجر مي‌شود. هنگام ارائه مساله به دانش‌آموزان فرصت انديشيدن به راه‌هاي مختلف حل مساله داده شود.
5ـ استفاده از سوال‌هاي محرك: معلم بايد بيشتر به گزاره‌هاي پرسشي كه نياز به درك عميق دارد، توجه كند و از سوالهايي كه نياز به ترجمه، تفسير، تعريف، اكتشاف و تجزيه و تحليل دارد استفاده كند.
6ـ ايجاد فرصت‌هايي براي دانش‌آموزان تا رازهاي هر چيز را جستجو كنند.
7ـ تشويق به مطالعه درباره افراد خلاق.
8ـ تقويت تعامل دانش‌آموزان با اطلاعات قبلي: ايجاد فرصت‌هايي براي دانش‌آموزان‌تا با اطلاعاتي كه دارند بازي كنند و به آنها كمك كنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقايق و اطلاعاتي كه قبلاً آموخته‌اند كارهايي را تجربه كنند.
9ـ تقويت مهارت‌هاي مطالعه خلاق: از دانش‌ آموزان خواسته شود به جاي آنكه بگويند چه خوانده‌اند، عقايدي را كه در نتيجه خواندن به دست آورده‌اند بيان كنند.
10ـ ايجاد ابهام و تقويت آن: همه مي‌دانند كه دانش‌آموزان زماني ياد مي‌گيرند كه با موقعيت‌هاي حل مسأله مواجه باشند. بنابراين معلم بايد موقعيت يادگيري را با بيان نكته‌اي آغاز كند و سپس دست نگه دارد و اجازه دهد دانش‌آموزان خود با اطلاعات بازي كنند و درگير شوند، اين روش خوبي است كه منجر به يادگيري خود هدايتي مي‌شود.
11ـ استفاده از روش‌هاي اكتشافي: در روش اكتشافي، دانش آموز خود به جستجوي راه حل مي‌رود و معلم نقش راهنما را ايفا مي‌كند. در اين روش پيش از جواب مسأله چگونگي يافتن جواب مهم است. دانش آموز خود را به اطلاعاتي كه پيرامون مساله وجود دارد محدود نمي‌كند، بلكه از زواياي مختلف به مساله توجه كرده و حتي ممكن است تغييراتي در آن ايجاد نمايد. بدين ترتيب امكان تجربه شخصي توسط دانش آموزان، موقعيت يادگيري‌ را براي آنها جذاب و مطلوب مي‌نمايد و انگيزه‌هاي دروني آنها را تقويت مي‌کنند. همه اين جنبه‌ها در كشف و شكوفايي استعداد خلاق دانش‌آموزان تأثير مستقيم دارد.
پال تورنس در مورد روش‌هاي ايجاد تفكر خلاق معتقد است كه خصوصيات معلم مي‌تواند به افزايش ابتكار و نوآوري در شاگردان بيانجامد به شرط آنكه معلم:
ـ به تفكر خلاق ارزش بدهد.
ـ كودكان را نسبت به محرك‌هاي طبيعي پيرامون حساس نمايد.
ـ به نظريات و عقايد و ساخته‌هاي كودكان احترام بگذارد و آنها را مورد تشويق قرار دهد.
ـ پذيرش عقايد جديد و اصيل و غيرمعمولي را در كودكان تسهيل نمايد.
ـ از تاكيد استفاده از الگوهاي قالبي اجتناب ورزد.
بسياري از ما آموزشگاه‌هاي گذشته و روش‌هاي گذشتگان را به باد انتقاد مي‌گيريم. «كافي است كه به ياد آوريم آموزش و پرورش قرن نوزدهم آن طور كه آن را تدوين كرده‌اند مبتني بر تعليم مستقيم و بنابراين تقليد و انتقال متمركز بوده». معلم دانش را منتقل مي‌كند و دانش آموز ملزم به پس دادن آن بود و در هيچ موردي بيش از آنچه كه ارائه مي‌شد پس داده نمي‌شد و راه بر خلاقيت بسته مي‌ماند. يعني داده‌ها و ستاده‌ها برابرند. به قول «امرسن» اين تقليد و الگودهي نوعي خودكشي خلاقيت است از آن جا كه آموزشگاه‌هاي فعلي هنوز هم بار تعليم و تربيت قرن نوزدهم را بردوش مي‌كشند، تخيل را تضعيف مي‌كنند و به كشتن خلاقيت كمك مي‌نمايند.
ـ معلم كلاس را چنان سازماندهي نمايد كه محيطي متنوع و خلاق ايجاد شود.
سازماندهي محيط و فضاي آموزشي در تحقق بخشيدن به نيازهاي كودكان و غنا بخشيدن به رشد همه جانبه كودكان، بسيار حساس است. خلاقيت لازمه‌اش تفكر فعال، استقلال و شركت در فعاليت‌هاي خودمدار است، ولي گاه مقدار فضا براي هر كودك چنان كم و نامتناسب است كه كودكان در انجام فعاليت‌هاي مستقل از آزادي عمل به دور مي‌مانند.
به هر حال آن چه روشن است يك محيط آموزشي سازمان نيافته و محدود به كشتن انگيزه و تخريب انديشه كودكان مي‌انجامد.
ـ معلم به كودكان ياد دهد كه براي تفكر خلاق خود ارزش قائل شوند.
ـ موقعيت‌هايي را براي تفكر خلاق ايجاد كند.
-فعاليت‌هاي مناسبي را در برنامه كودكان تدارك ببيند.
ـ عادت به ابراز بي‌قيد و شرط عقايد را در كودكان ترغيب نمايد و راه‌هاي گوناگوني را براي ابراز عقيده كودكان تدارك ببيند.
پذيرش عقايد كودكان در حد معمول نشانه احترام به خود آنهاست. آموزشگاه سكوت، آموزشگاه تقليد و تكرار و آموزشگاه ايجاد ترس، موانع كلي در راه خلاقيت كودكانند.
ـ معلم انتقاد سازنده را در كودكان تشوق كند. استهزا كردن، طعنه زدن به استفاده از روش‌هاي انضباطي سخت و حتي نظم و ترتيب افراطي چه در خانه و چه در مدرسه مشكلي در اين راه محسوب مي‌شود.
ـ زمينه‌هاي متنوعي را براي كسب دانش فراهم آورد.
ـ معلم سرزنده و فعال باشد. شخصيت خشك معلم و تاكيد بر روش مستبدانه به خصوص در سنين اوليه كودكي براي ابراز عقيده سدي بازدارنده است. صبر و حوصله و شكيبايي در كار كودكان نشانه‌اي از سر زندگي معلم است.
ـ روش حل مسأله و آگاهي از مسائل را تشويق نمايد. «آلن بودو» در كتاب خلاقيت در آموزشگاه مي‌گويد: كنكاش مغزي به عنوان تكنيكي در شكل دهي به خلاقيت شناخته شده است. بايد كودكان را عادت دهيم كه به راه‌هاي مختلفي بينديشند و به يك پاسخ بسنده نكنند.
«آلفردبينه» يكي از پيشگامان روان‌شناسي كه از حاميان تاثيرگذار برنظريه خلاقيت است، اصرار مي‌ورزيد كه نبايد به شاگردان مكررات و مطالب حفظي ياد داده بشود.
او فكر مي‌كرد كه بايد به كودكان ياد داد تا نظريه‌ها را آزمايش كرده و پاسخ‌هاي خود را مورد قضاوت قرار دهند، در فعاليت‌هاي مختلف محيط پيرامون خود شركت كنند و نقشه بكشند، به تخيل بپردازند و به طور «واگرا» تفكر نمايند
ـ ترس و كم‌رويي را از محيط آموزش دور كند و ترس از روبه‌رو شدن با مسائل و مشكلات جديد را در كودكان كاهش دهد.
كم رويي و ترس مانع خلق ايده‌هاست و باعث مي‌شود كه نتايج نيكويي را كه ممكن است در صورت نترسيدن و كوشش كردن به دست آوريم، از دست بدهيم. ليكن در صورت ترس و كم‌رويي حتي وقتي ايده‌اي به نظرمان مي‌رسد، غالباً به علت شك و ترديد آن را بروز نمي‌دهيم، بنابراين، لازم است ترس و كم‌رويي را در كودكان از بين ببريم.
ـ پيش گام شدن در يادگيري را تشويق نمايد. خلاقيت، همچون گل لطيفي است است كه تحسين آن را با شكوفايي وا مي‌دارد. هر ايده‌اي اگر با تحسين روبه‌رو نشود بايد لااقل از آن استقبال شود. حتي اگر خوب نباشد لااقل بايد با تشويق روبه‌رو شود. نزديكان مانند افراد خانواده و معلمان دبستان‌ها، بهترين مشوق كودكانند و در زمينه‌هاي مختلف مي‌توانند پرسش‌هاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند. با دادن مجال در ارائه انديشه، آنها را به كوشش بيشتر وا دارند و به هر حال تشويق، يكي از مهمترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانايي سازنده است.
تورنس معتقد است در بيشتر كلاس‌ها كودكي كه انديشه يا محصولي غيرعادي ارائه مي‌دهد در معرض يك خطر قرار مي‌گيرد. بدين ترتيب كودك بايد خيلي شجاع باشد تا به انديشه و تصوير خود پافشاري كند زيرا اغلب چنين انديشه‌هايي را مسخره مي‌كنند و احمقانه و عجيب مي‌پندارند. وي دستورهاي زير را براي پرورش استعداد خلاقيت ضروري مي‌شناسد.
1ـ شاگردان را تشويق كنيد كه در اشياء و افكار دخل و تصرف كنند يا در آن‌ها وضع‌تازه‌اي به وجود آورده‌اند.
2ـ وقتي شاگردان انديشه‌هاي نو ابراز مي‌كنند هر قدر هم كه دور از ذهن باشد به ديده اغماض بنگريد.
3ـ در تنظيم درس‌ها انعطاف داشته باشيد و به دارندگان فكرهاي نو هميشه ميدان بدهيد.
4ـ همواره محيط كلاس را هنگام تدريس آرام و بي‌تشنج نگه داريد.
5ـ ميان شاگردي كه داراي استعداد خلاق است، با ديگر شاگردان رابطه نيكو برقرار كنيد.
6ـ مسائل بحث‌انگيز را مطرح كنيد و حتي عقايد پذيرفته را مورد بحث قرار دهيد.
7ـ اساس حل مسأله را آموزش دهيد.
8ـ به شاگردان بياموزيد كه نيروي خلاقيت خود را ناچيز نشمرند و عظمت و اهيمت شاهكارها در آنان ترس و نااميدي ايجاد نكند.
يكي از روانشناسان براي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان پيشنهادهاي زير را به معلمان عرضه مي‌كند.
1ـ براي رسيدن به عقايد، منابعي در دسترس آنها قرار دهيد.
2ـ موقعيت‌هايي براي فعاليت و آرامش فراهم كنيد.
3ـ از مسائل آگاه باشيد.
4ـ كسب دانش در رشته‌هاي مختلف را تشويق كنيد.
5ـ آموزگاراني كه روحيه حادثه جويي دارند پرورش دهيد.
منابع:
1ـ روانشناسي رشد، علي اكبر شعاري نژاد، انتشارات اطلاعات، تهران 1374
2ـ تربيت ماهنامه‌ي پرورشي وزارت آموزش و پرورش سال 21ـ شماره4 ـ دي 84 صفحات 60ـ62 نام مقاله «خلاقيت و زمينه‌سازي براي رشد آن» دكتر محسن ايماني و افسانه رنجبر
3ـ پيوند نشريه ماهنامه‌ي آموزشي ـ تربيتي آبان 82ـ صفحات 38ـ40 مقاله «راه‌هاي شناخت و شكوفايي خلاقيت در دانش آموزان» وجيهيه كمنييان
4ـ تربيت ماهنامه‌ي پرورشي وزارت آموزش و پرورش سال 19 شماره 2ـ آبان 82صفحات 47ـ48 مقاله «شناخت خلاقيت» غزاله حشمتي
5ـ تربيت، ماهنامه‌ي پرورشي وزارت آموزش و پرورش ـ سال 21ـ شماره 6ـ اسفند 84 صفحات 40ـ44 مقاله‌ي «آموزش و پرورش و خلاقيت» زهرا صباغيان
6- پيوند. نشريه ماهنامه‌ي آموزشي ـ تربيتي ـ آبان 83ـ شماره 301ـ صفحات 25ـ26 مقاله «آيا مي‌دانيد چگونه مي‌توان كودكاني خلاق تربيت كرد؟» ترجمه و تاليف: سلحشور.
منبع:روزنامه اطلاعات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 8:47  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

چند نکته در مورد تکالیف درسی

بررسی ها نشان می دهد که بچه ها از طریق تکلیف درسی مهارت هایی را می آموزند که بتوانند بزرگسالانی غیر وابسته، دارای انگیزه و پیروز بار بیایند. بنابراین باید این مهارت ها را بیاموزند ویاد بگیرند که از دستورات مربوط به تکالیف درسی پیروی کنند، وظیفه ای را شروع کنند و به پایان برسانند و وقت خود را سازمان دهند.

تکلیف درسی حلقه ی اصلی ارتباط بین خانه و مدرسه است. تکلیف درسی به بچه ها درس مسئولیت می دهد. ولی اگر بچه ها نتوانند با کمک سایرین کار کنند، این مسئولیت را نمی توانند بیاموزند.

فرزندانتان باید بفهمند که شما در مورد انجام کامل و دقیق تکالیف درسی جدی هستید. اما اگر شما با عصبانیت صحبت کنید، خواهش و تمنا کنید و یا با بچه ها بحث و جدل را بیندازید آن ها سست خواهند شد.

برای بهبود کار به موارد زیر توجه کنید:
1-  فرزندان شما برای انجام موفقیت آمیز تکلیف درسی به یک محیط راحت، آرام و دارای نور کافی نیاز دارند.
•آن ها نمی توانند در محیط آشفته تکالیفشان را درست انجام دهند. به فرزنداتان بگویید که برای انجام تکالیفش باید دارای یک محل معین باشد، محل باید مانع از حواس پرتی او گردد.
•محل کار فرزندانتان را با وسایل لازم برای انجام تکالیف درسی مجهز کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 11:23  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟




معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند.
در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود.

معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعايت نکات زیر مي‌تواند در كارآمدي ‌او موثر باشد.

1. قبل از شروع كلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازيد.

2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شويد.

3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازيد.

4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شويد و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.

5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.

6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنيد و از یک روش تکراری استفاده نکنيد.

7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنيد و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنيد.

8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسيد.

9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه كنيد و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنيد.

10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق كنيد ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنيد. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنيد و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهيد.

11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگرديد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهيد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنيد.

12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه كنيد. آنها به اسم كوچك در سرکلاس صدا بزنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.

13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهيد.

14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب كنيد و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آوريد.

15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهيد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهيد.

16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ايجاد كنيد.

17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پيدا كنيد و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنيد.

18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی كنيد.

19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهيد و از آنها حمایت كنيد.

20. شرایط را بحث و گفتگو فراهم آوريد و از بیراهه كشيده شدن بحث جلوگيري كنيد.

و در اين صورت است كه هرچه كلاس درسي دوست‌داشتني‌تر و جذابتر باشد، انگيزه دانش آموزان براي يادگيري بيشتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:25  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش 

نظام آموزشی و رشد خلاخیت در دانش آموزان

نظام‌ آموزشی و رشد خلاقیت در دانش‌آموزان





آموزش و پرورش با قرار گرفتن در عرصه تحولات پرشتاب جهان امروز، دستخوش تغییرات وسیعی شده است. لازمه ماندگاری در این عصر توجه به کیفیت نظام آموزشی است
نظامی که در مسیر سفری به مقصد رشد، بالندگی، ارتقاء دانش و مهارت علمی سرمایه‌های این مرز و بوم قرار گرفته است و هرچه در این سفر به جلو می‌رود، تصمیم‌گیریها سریع‌تر، تعداد دانش‌آموزان زیادتر و دگرگونی‌ها در یافته‌های علمی و نیاز‌های علمی فراوان‌تر می‌شود.

ما با انفجار دانش رو به رو هستیم و باید همسفران خود را نو‌آور، خلاق و دارای استقلال فکری بار آوریم و آنها را در محیطی قرار دهیم که آنها را خلاق بار آورد‌. این سرمایه‌ها هستند که منجر به ‌نوآوری، رشد و توسعه جامعه خواهند شد. بدین‌منظور پنجره دانش را باید باز کرد و به تربیت نسلی خلاق پرداخت.

خلاقیت عبارت است از به کار‌گیری توانایی‌های ذهنی به منظور دستیابی به یک اندیشه‌ نو و تفکر جدید در هر زمینه‌ای، که این امر خود پایه و اساس رسیدن به نوآوری در آن زمینه می‌باشد.

همه افراد تمایل دارند نسبت به محیط زندگی خود شناخت داشته باشند تا بر اساس آن برای زندگی خود تصمیمی گرفته و تلاش نمایند. این خواسته منجر به ایجاد حس کنجکاوی و بوجود آمدن افرادی جستجوگر نسبت به پیرامون خود می‌شود که این امر در برگیرنده همان نیاز به خلاقیت و خلاق بودن در برخورد با موقعیت‌های زندگی است.

آموزش و پرورش نقش مهمی در فراهم آوردن زمینه برای رشد خلاقیت دارد که در این خصوص می‌تواند با فراهم کردن موقعیت مناسب و آموزش درست استعدادها و توانایی‌های افراد را شکوفا سازد.

تربیت دانش‌آموز خلاق تنها به این منظور نیست که فقط بتواند یک اثر هنری خلق یا دست به اختراع جدیدی بزند، بلکه علاوه بر آن در برخورد با مسائل و مشکلات در زندگی شخصی و اجتماعی خود خلاقانه برخورد نماید.

آنها باید بیاموزند در برخورد با مسائل مختلف تنها یک راه حل وجود ندارد و بتوانند در مواجهه با تنگناها یا در تصمیم‌گیریها خود راه حلها و موقعیت‌های گوناگون را بررسی و بهترین آن را به کار ببرند، تا در کلیه مراحل زندگی اعم از زندگی تحصیلی، شغلی، ازدواج، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی رفتار خلاقانه داشته و تبدیل به یک شهروند حرفه‌ای شوند.

تمام دانش‌آموزان می‌توانند خلاق باشند، کسی که از نظر هوشی در سطح بالایی قرار دارد ملاکی برای خلاق بودن او نیست. باید شرایط مناسب فراهم باشد تا خلاقیت افراد بروز کند. در بروز خلاقیت علاوه بر عوامل فردی، عوامل اجتماعی و محیطی نقش بسزایی دارند.

خلاقیت زمانی به وجود می‌آید که دانش‌آموز با یک موقعیت مبهم روبرو شود و با توجه به تجربیات قبلی، پشتکار فراوان و پیگیری‌های مداوم به اقدام به حل آن مسئله کند. در اینجا دانش آموز بدون نظارت کامل باید به خلق ایده‌های جدید و ارائه راه حل‌های مختلف بپردازند.

از عواملی که در رشد خلاقیت بسیار تاثیر گذار هستند می‌توان عوامل زیر را نام برد که همه آنها در این امر در تعامل با یکدیگر می‌باشند و تاثیر ‌پذیر هستند:

نظام آموزشی:
باید فضای کافی برای ظهور خلاقیت را در سیاست‌گزاری‌های آموزشی فراهم و آن را جزء محور فعالیت‌های آموزشی نهادینه کند.

برنامه‌ریزان:
هدف‌های آموزشی را درجهت رشد خلاقیت دانش آموزان و متناسب با فلسفه اجتماعی و تربیتی حاکم بر جامعه تدوین کنند.

محتوای آموزشی:
نباید آموزش‌ها تنها جنبه تجویزی و تحمیلی داشته باشند. توجه بیش از اندازه محتوای آموزشی ما به حفظیات مانع از بروز خلاقیت می‌شود. برنامه‌ریزان درسی در تدوین محتوای دروس در جهت رشد این زمینه توجه کافی داشته باشند.

مدارس:
با فراهم آوردن امکانات لازم جهت ارائه آموزش‌های مباحث درسی در خارج از محیط کلاس درس و در محیط واقعی و استفاده از معلمان خلاق و پذیرفتن ایده‌های نو آنان و تشویق دانش‌‌آموز خلاق و رشد آنها زمینه‌ساز این امر خواهند بود.

معلمان:
شخصیت معلم و روش تدریس او تاثیر بسزای در ایجاد این امر دارد. شاید بتوان گفت یک معلم خلاق روش تدریس خود را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که منجر به رشد خلاقیت دانش آموزان شود. چنین معلمی کلاسی پویا دارد و متناسب با هر مبحثی روش خاص بر می‌گزیند و آموزش خود را با طرح سوالاتی که بحث برانگیز هستند و منجر به تفکر در دانش‌آموز می‌شود، آغاز می‌کند و به جای اینکه شرایط را برای انتقال اطلاعت فراهم کند آنان را در موقعیتی قرار می‌دهد تا خود به جستجوی اطلاعا‌ت بپردازند.

همچنین ایده‌ها و نظرات دانش آموزان را پذیرا می‌باشد و برای هر فکری ارزش قائل است و از ایده‌های دانش آموزان در هر مسئله‌ای استقبال می‌کند و آنها را تشویق می‌نماید. فراهم آوردن شرایطی که دانش آموزان به فعالیت‌های گروهی ترغیب شوند، به تبادل افکار و نظریات خود بدون هیچگونه ترسی بپردازند، از عوامل مهم می‌باشند. می‌بایست دانش‌آموزان را به ارزشیابی در خصوص مطالب و مسائلی که می‌شنوند و می‌خوانند تشویق کرد و ساعت‌هایی را به بحث‌های آزاد و گروهی اختصاص داد.

والدین:
والدین نقش بسزای در این امر دارند. خصوصا قبل از شروع آموزش رسمی. والدینی که کودکان خود را به مطالعه کردن تشویق کردن و آنها را عادت می‌دهند و با فراهم آوردن شرایط مناسب، سهیم کردن آنها در ارائه راه حل‌ها و نظرخواهی و پذیرفتن ایده‌های نو، در رشد خلاقیت فرزندان خود تاثیر بسزایی دارند.

با فرارسیدن فصل تابستان می‌توان زمینه را برای این امر فراهم کرد. این امر می‌تواند توسط دست‌اندر‌ کاران آموزشی با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و ارائه برنامه‌های متناسب جهت بروز خلاقیت صورت پذیرد. کلاسهای هنری، هنرهای تجسمی، حجم‌سازی، مقاله ‌نویسی، داستان نویسی و ... آموزش‌هایی هستند که منجر به بروز خلاقیت می‌شوند. البته می‌توان برنامه‌های دیگری جهت خلاقت در مهارت‌های زندگی و شیوه برخورد با موقعیت‌های مختلف تدارک نمود.

در آموزش مهارت‌های زندگی مهمترین امر، آموزش حل مسئله و داشتن تفکر خلاق به دانش آموزان است که اجرا این امور خود مستلزم همکاری و همکفری متخصصان در این زمینه می‌باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 11:31  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش 

اهداف پرورشي و آموزشي در نظام تعليم و تربيت

 

اهداف پرورشي و آموزشي در نظام تعليم و تربيت

هدف‌هايي كه در يك نظام تعليم و تربيت مورد توجه قرار مي‌گيرد ، به دو دسته پرورشي و آموزشي تقسيم مي‌شوند:

هدفهاي پرورشي

پرورش به جريان يا فرآيندي منظم و مستمر گفته مي‌شود كه هدف آن هدايت رشد جسماني و رواني ، يا به طور كلي هدايت رشد همه جانبه‌ي شخصيت پرورش يابندگان در جهت كسب و درك معارف الهي و انساني و هنجار‌هاي مورد پذيرش اجتماعي و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد‌هاي بشري است . اين تعريف جامع هدف‌هايي جامع را طلب مي‌كند .

يك نظام پرورشي موفق هم به فرد در شكوفا ساختن استعداد‌هاي ذاتي‌اش كمك مي‌كند و هم او را به عنوان يك فرد آگاه از مسائل جهاني و متعهد به ارزش‌هاي اجتماعي و جامعه‌اي كه در آن رشد مي‌كند پرورش مي‌دهد . هدف عمده‌ي نظام تربيتي پرورش دادن انسان كامل الهي است .

از آنجا كه هدف‌هاي پرورشي يا هدف‌هاي آموزش و پرورش كلي و غايي هستند . ما به نمونه‌هايي از غايت‌هاي پرورشي نظام اموزش و پرورش كشورمان اشاره مي‌كنيم :

هدف‌هاي كلي تعليم و تربيت اسلامي

الف- اعتقادي:  تقويت ايمان و اعتقاد به مباني اسلامي و بسط بينش الهي بر اساس قرآن كريم ، سنت پيامبر (ص) و ائمه‌ي معصومين با مراعات اصول 12 و 13 قانون اساسي در مورد پيروان مذاهب اسلامي و اقليت‌هاي ديني .

ب- اخلاقي:  شناخت ، پرورش و هدايت استعداد‌هاي افراد در جهت اعتلاي فرد و جامعه

پ- علمي و آموزشي:  تقويت روحيه‌ي حقيقت جويي ، تعقل و تفكر ، مطالعه ، بررسي ، تعمق ، تحقيق ، نقادي و ابتكار در تمام زمينه‌هاي اسلامي ، فرهنگي ف علمي و فني .

ت- فرهنگي و هنري:  شناخت ، پرورش و هدايت ذوق و استعداد هنري و زيبايي شناسي .

ث- اجتماعي:  پرورش روحيه‌ي پاسداري از قداست و استواري بنيان و روابط خانواده بر پايه‌ي حقوق و اخلاق اسلامي

چ- سياسي و نظامي:  تربيت روحيه‌ي پذيرش حاكميت مطلق خداوند بر جهان و انسان و آشنايي با روش‌ها و شيوه‌هاي اعمال اين حاكميت در جامعه براساس اصل ولايت فقيه .

چ- اقتصادي:  توجه به اهميت رشد اقتصادي به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به رشد و تكامل معنوي انسان .

ح- زيستي:  تأمين سلامت جسمي و رواني از طريق فراهم ساختن لوازم ، شرايط و محيط مناسب براي تربيت بدني ، ورزش و تفريحات سالم .

چنان كه ديده مي‌شود ، غايت‌هاي پرورشي يا هدفهاي كلي نظام اموزش و پرورش به تمام ابعاد وجودي انسان متعالي توجه دارد و اين غايت‌ها غالباً خط مشي فلسفي مورد نياز براي تعيين هدف‌هاي اختصاصي آموزشي و محتواي برنامه‌هاي درسي را به دست مي‌دهند .

انسان موجودي با توانمندي‌ها و استعدادها و علائق گوناگون كه شكوفائي و هدايت آنها در مسير كمال انساني وظيفه خطير و مهم رهبران و مسولان نظام‌هاي اجتماعي در طول تاريخ بوده است و بر همين اساس انبياء عظام و ائمه معصومين عليهم‌السلام همه‌ي رنج‌ها و زحمت‌ها را تحمل نمودند كه وديعه‌هاي الهي انسان در مسير سعادت و كمال شكوفا شود لذا اين واحد آموزش هم كه بيشترين سهم تربيت و هدايت نسل انساني را بر عهده دارد با توجه به دستورات دين مبين اسلام در فصل‌هاي و نظام آموزشي در زمينه‌هاي زير فعاليت دارد .

فعاليتهاي پرورشي

- توسعه تفكر در مسير بصيرت ديني و توجه به معنويات

- ايجاد رابطه صميمي با معيارهاي اخلاقي اسلامي

- ايجاد زمينه رشد و شكوفائي استعدادهاي درخشان پرورش

فعاليتهاي مشاوره‌اي

1- ارائه خدمات مشاوره‌اي در زمينه‌هاي آموزشي و تربيتي و روانشناسي رشد و بلوغ

- برگزاري اردوهاي معارفه براي دانش‌آموزان پايه اول قبل از سال تحصيلي

- آموزش‌هاي مناسب جهت گذر از آموزش ديني به تربيت ديني

- شناسايي دانش‌آموزان مستعد در زمينه مسابقات فرهنگي

- برگزاري اردوهاي زيارتي سياحتي در طول سال تحصيلي

- برگزاري نماز جماعت با شركت دانش‌آموزان در ايام هفته

- برگزاري اردوهاي تشويقي پنج روزه مشهد مقدس ويژه دانش‌آموزان ممتاز علمي و اخلاقي

- برگزاري بازديد‌هاي علمي و پژوهشي

- برگزاري مراسم و بزرگداشت ويژه مناسبت‌هاي ملي و مذهبي

- اجراي زنگ ورزش در ورزشگاه‌ها و سالن‌هاي سرپوشيده و زمين چمن

- شناسايي دانش‌آموزان مستعد در زمينه مسابقات فرهنگي ، قرآني ، هنري ، ورزشي ، آموزشي و هدايت آنان به منظور حضور موفقيت آميز در مسابقات منطقه‌اي و استاني

- برگزاري دوره‌هاي آموزشي سرود و تئاتر به منظور حضور فعال در جشنواره‌هاي فرهنگي و هنري

- تشكيل كانون قرآن و عترت و هويت علاقه‌مندان به حضور در جشنواره‌هاي قرآني در سطح مدرسه و منطقه و استان

2- ارائه خدمات مشاوره‌اي در زمينه‌هاي آموزشي و تربيتي و روانشناسي رشد و بلوغ

- تشكيل شركت سهامي فكر و انديشه بين خانه و مدرسه

- برگزاري جلسات منظم و هدفمند آموزش خانواده و انجمن اوليا و مربيان مدرسه برابر تقويم اجرايي

- اجراي مشاوره فردي و كلاسي و پايدار براساس نياز دانش‌آموزان در طول سال تحصيلي

- ارائه دفتر برنامه‌ريزي درسي متناسب با پايه تحصيلي و نظرات بر عملكرد آنان با همكاري خانواده و معاون آموزشي مدرسه

- آموزش شيوه‌هاي مطالعه از طريق مشاوره فردي و گروهي

- بررسي و تحليل پيشرفت تحصيلي فراگيران

- برگزاري دوره‌ي مهارت زندگي ويژه اوليا و دانش‌آموزان

- تهيه بسته‌هاي آموزشي و مشاوره‌اي و توزيع آن بين اولياء

- تشكيل پروژه‌هاي مشاوره‌اي ويژه دانش‌آموزان به منظور نظارت در موضوع هدايت تحصيلي

- اهتمام به ارتباط اوليا و دبيران به منظور پيشبرد و تقويت هماهنگي در فرآيند ياددهي و يادگيري فراگيران

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 9:37  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

ده قدم برای نوشتن یک طرح درس خوب

ده قدم برای نوشتن یک طرح درس خوب 




راهنمای زیر تنها راه نوشتن طرح درس نیست، بلکه مروری کلی بر مهم ترین و کلیدی ترین نکات پدید آوردن طرح درس است. با پی گیری گام به گام راهنمایی های زیر می توانید علاوه بر ایجاد طرح، شرح هر یک از اجزای طرح درس را نیز فرا بگیرید.

1- بدیهی است اولین چیزی که باید در نظر بگیرید، موضوع درس است. این موضوع باید بر اساس استانداردهای آموزشی تدوین شده باشد. در ضمن باید توجه داشته باشید که برای چه پایه ای طرح درس می نویسید و این نکته را تا پایان کار در ذهن داشته باشید. هم چنین تخمینی از زمان لازم برای تدرس انجام دهید تا در بودجه بندی زمان به شما کمک کند. بعد از مشخص شدن موضوع، باید به این مسأله فکر کنید که چگونه می خواهید درس را تدریس کنید. حال می توایند از کتاب معلم درس خود کمک بگیرید و مشاهده کنید که چگونه می توان استانداردهای خاص آن درس را رعایت کرد. این کار بسیار ارزشمند و لازم است. این روش شما را مطمئن می سازد تمام مطالبی که آموزش و پرورش کشور از یک معلم انتظار دارد را به دانش آموزان آموزش داده اید.

2- برای این که مطمئن شوید طرح درس شما درست همان مطالبی را که در نظر دارید، آموزش می دهد، باید اهداف روشن و مشخصی تدوین کنید. دقت داشته باشید که اهداف نباید فعالیت هایی باشند که در طرح به کار برده اید، بلکه باید نتایج آموزشی آن فعالیت ها باشند. به عنوان مثال اگر می خواهید جمع کردن 2+3 را به دانش آموزان آموزش دهید، هدف شما چنین خواهد بود: "دانش آموزان می توانند نشان دهند که چگونه 2 را با 3 جمع می کنند ".

اهداف باید به گونه ای باشند که در هر مرحله بتوان میزان نزدیک شدن به آن را بررسی کرد ( در این باره در بخش ارزشیابی بیشتر صحبت خواهیم کرد ). به عبارت دیگر مطمئن باشید که می توانید تعیین کنید به اهداف خود رسیده اید یا خیر. واضح است که در یک درس می توانید بیش از یک هدف را دنبال کنید.

برای واضح تر کردن اهداف خود، می توانید هم اهداف کلی و هم اهداف جزئی را در آن بگنجانید. اهداف کلی شامل هدف های نهایی طرح درس است. مثلاً " آشنا شدن با نحوه ی جمع دو عدد ". اما اهداف جزئی بیش تر به همان مواردی که در بالا ذکر شد، اشاره دارند.

3- ممکن است در طول درس به وسایلی نیاز داشته باشید. بهتر است آن ها را در ابتدای طرح یادداشت کنید تا اگر شخص دیگری بخواهد از طرح درس شما استفاده کند، قبل از هر چیز مشاهده کند که وسایل مورد نیاز را در اختیار دارد یا نه. مطمئن شوید تمام مطالب و وسایل لازم را نوشته اید.
4- ممکن است مایل باشید پیش درآمدی هم بنویسید. این پیش در آمد راهی است برای وارد شدن به طرح درس و جلب علاقه و توجه دانش آموزان نسبت به موضوعی که تدریس می کنید. یک مثال خوب در این مورد، تدریس مبحث کسرها می باشد. شما می توایند درس را با این سوال آغاز کنید که اگر بخواهیم پیتزایی را بین 5 نفر به اندازه های مساوی تقسیم کنیم، چه راه حلی داریم؟ و به آن ها بگویید که اگر کار با کسرها را یاد بگیرند، می توانند این کار را به سادگی انجام دهند.

5- حال باید روند کار را گام به گام بنویسید، تا بتوانید با انجام تمام مراحل به اهداف تعیین شده، دست پیدا کنید. در این قسمت می توانید تمام فعالیت های مرتبطی که باید انجام شود را فهرست کنید. مثلاً برای تدرس3+2 می توانید روند کار را به صورت زیر بنویسید:
الف : معلم به هر دانش آموز، 2 مکعب می دهد.
ب : از آن ها می خواهد که روی کاغذ بنویسند چند مکعب دارند.
ج : سپس دانش آموز باید یک علامت + زیر عدد 2 بنویسد :


2
+


د: معلم به هر دانش آموز 3 مکعب دیگر هم می دهد.
ه : از دانش آموز خواسته می شود که تعداد مکعب های جدید را نیز زیر عدد 2 بنویسد:


2


3 +
و : حال دانش آموز باید یک خط زیر عدد 3 بکشد، به این شکل :



2


3 +
_____

ز : از دانش آموز سؤال می شود که کار را با چند مکعب شروع کرده بود؟ چند مکعب به آن اضافه کرده و در پایان چند مکعب دارد؟


6- بعد از اتمام روند کار، ممکن است زمانی را برای تمرین فردی درنظر بگیرید. می توان به دانش آموزان فرصت داد تا اعداد متفاوتی را با استفاده از مکعب هایی که در اختیار دارند، جمع کنند.

7- قبل از رسیدن به مرحله ی ارزش یابی می توانید از یک مرحله ی پایانی برای درس استفاده کنید. یک ایده ی خوب برای این کار، بازگشتن به پیش درآمد است. مثلاً از دانش آموزان بخواهید که توضیح دهند با فرا گرفتن مبحث کسرها، چگونه پیتزا را تقسیم خواهند کرد؟

8 – حال باید بخش ارزش یابی کار خود را بنویسید. اکثر طرح درس ها لزوماً نیازی به امتحان ندارند، اما تقریباً تمام آن ها به نوعی به ارزیابی یا برآورد نیاز دارند تا مشخص شود که اهداف مورد نظر، برآورده شده است یا نه. بنابراین باید بین اهداف و ارزش یابی وابستگی مستقیم وجود داشته باشد. فرض کنید که هدف، توانایی جمع کردن دو عدد تک رقمی با هم باشد، ارزش یابی را می توان به این صورت انجام داد که هر یک از دانش دآموزان نزد معلم بروند و با گرفتن مکعب از او عمل جمع را روی کاغذ انجام دهند.

9- برای دانش آموزان کم توان و معلول و کودکان با هوش نیز باید با توجه به تفاوت های آنان، تطابق هایی در نظر گرفته شود. (به طور مثال تک تک اضافه کردن مکعب ها برای دانش آموز کم توان و اضافه کردن 9 به 13 برای دانش آموز تیز هوش)
10 – اضافه کردن " بخش ارتباطی " نیز ایده ی خوبی است که نشان می دهد چگونه این طرح درس می تواند با سایر موضوعات تلفیق شود. مثلاً به جای مکعب ها می توان از دانش آموزان خواست در ابتدا 2 سیب و سپس 3 سیب دیگر را رنگ کنند تا هنر هم با این درس ترکیب شود. تکرار یک موضوع در قالب های مختلف ما را از جای گرفتن آن در ذهن دانش آموزان مطمئن می کند.

اگر دستورالعمل بالا را انجام داده باشید، یک طرح درس موفق نوشته اید. برای این که در این کار مهارت پیدا کنید، بهترین راه خواندن طرح درس های معلمان با تجربه است. امتحان کنید!



نمونه ی پیش نویس یک طرح


گام اول: مشخصات

برای ثبت مشخصات می توانید از این فرم استفاده کنید


گام دوم: اهداف محتوایی و شناختی
به این سؤالات پاسخ دهید:

می خواهید دانش آموزان چه مطالبی را بدانند یا قادر به انجام چه کاری باشند؟
انتظار دارید دانش آموزان چه دانش، مهارت، استراتژی یا رفتاری را بیاموزند؟
دانش آموزان چه محتوا یا مفهوم مهمی را یاد بگیرند؟
در این باره به چه استانداردهایی باید مراجعه کرد؟
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.

گام سوم: سؤالات راهنمای درس

چرا دانش آموزان باید به این موضوع علاقه نشان دهند یا آن را بدانند؟
چه سؤالات بحث برانگیزی در مورد این درس وجود دارد؟

چه سؤالاتی دانش آموزان را کمک می کند تا بر جنبه های مهم موضوع تمرکز کنند؟




گام چهارم: ارزش یابی


چگونه متوجه می شوید که دانش آموزان به اهداف مورد نظر رسیده اند؟

از چه ابزارهایی برای ارزش یابی استفاده می کنید؟
دانش آموزان چگونه در ارزش یابی مشارکت خواهند کرد؟
چگونه خود را ارزیابی می کنند؟
تکنولوژی چه نقشی در ارزش یابی خواهد داشت؟

گام پنجم: ارتباطات

کدام یک از نیازها، علایق و دانسته های قبلی دانش آموزان می تواند مبنایی برای این درس باشد؟
ممکن است دانش آموزان با چه مشکلات مفهومی ای رو به رو شوند؟

چگونه می توان این درس را به سایر موضوعات درسی مرتبط کرد؟




گام ششم: فعالیت های یادگیری


دانش آموزان موظف به انجام کدام فعالیت های یادگیری مشارکتی هستند؟

چگونه می توانند دانش و مهارت را فرا گیرند، دانایی، توانایی و خلاقیت خود را نشان دهند و یادگیری را مدیریت کنند؟
چه دلایلی وجود دارد که بتوان گفت این درس چالش برانگیز، بین رشته ای یا ویژه است؟
استفاده از تکنولوژی چگونه به یادگیری دانش آموزان کمک می کند؟
برای این کار می توانید از این فرم استفاده کنید.

گام هفتم: استراتژی های تدریس


از چه تمرین هایی برای درس استفاده خواهید کرد؟

محیط اطراف چه اثری بر یادگیری این فعالیت ها دارد؟
نقش شما چیست؟
نقش دانش آموزان در یادگیری درس چیست؟


مدیریت
دانش آموزان باید در چه زمان و مکانی و چگونه عمل کنند: کلاس، آزمایش گاه، گروهی و یا ... ؟
نیازهای دانش آموزان را چگونه برآورده می کنید؟
چه تغییراتی برای یادگیری فردی باید در آن ایجاد شود؟
چگونه از منابع دیگر استفاده می کنید؟


مواد و منابع
به چه منابی احتیاج دارید؟
آیا نیازی به حضور اشخاص دیگر در کلاس است؟

گام هشتم: ارزیابی درس و معلم

در این جا باید سؤالات چالشی ای مطرح کنید که برای ارزیابی بازده درس به کار گرفته شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:56  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  | 

ورزش صبحگاهی و انگیزه تحصیلی

ورزش صبحگاهی و انگیزه تحصیلی

چاپ

 


فناوري و مدرنيزه شدن زندگي، و هم چنين گسترش زندگي شهري و فرهنگ آپارتماني، اگر چه از بسياري از جهات رفاه و آسايش را براي بشر امروزي به ارمغان آورده است، اما از طرف ديگر با کاهش تحرک و فعاليت بدني همراه بوده و سلامت جسماني و آمادگي قلبي - عروقي انسان را تحت تأثير قرار داده است. زندگي شهري تا حدود زيادي چرخه ي طبيعي زندگي و خصوصاً فعاليت هاي حرکتي را محدود کرده و انسان امروزي را به واسطه ي فقر حرکتي، در معرض ابتلا به بيماري هايي هم چون افزايش فشار خون، افزايش چربي و ... و عوارضي چون چاقي ، تغيير شکل وضعيتي استخوان ها، ضعف عضلاني و ضعف عمومي در مقابله با انواع بيماري ها قرار داده است.
از طرف ديگر، هم گام با رشد فن آوري و علوم گوناگون، علم تربيت بدني نيز وارد عمل شده و با رشد و بالندگي خود در جهت جلوگيري از صدمات و آسيب هاي ضعف حرکتي و هم چنين درمان بسياري از بيماري ها، گام هاي بسيار مهمي برداشته است. علم تربيت بدني، مباحثي هم چون فعاليت هاي حرکتي در جنبه هاي شخصيتي انسان را شامل مي شود و به عنوان يکي از ارکان بسيار مهم تعليم و تربيت مطرح است. تربيت بدني در مدارس، با فعاليت هاي جسماني و حرکتي سازمان دهي شده، مي تواند به عنوان عامل بسيار مهمي در حفظ سلامتي و روند تکامل و رشد استعدادهاي جسماني ايفاي نقش کند. تربيت بدني، هم گام با گسترش فعاليت هاي حرکتي، پرورش جنبه هاي شخصيتي را، با اتکا به فعاليت هاي گروهي موجب مي شود.
در چند دهه ي اخير، مقوله ي ورزش و تربيت بدني و نقش آن در تندرستي و شادابي، يکي از مباحثي بوده که مورد توجه صاحب نظران علوم ورزشي قرار داشته و تحقيقات متعددي در اين زمينه صورت گرفته است. نتايج به دست آمده دال بر اين موضوع است که ورزش و فعاليت هاي منظم بدني و سازمان يافته، عامل مؤثري در توسعه سلامتي و نشاط و شادابي تمام اقشار جامعه است و شادابي و نشاط دانش آموزان و نوجوانان که قشر عظيمي از جامعه را تشکيل مي دهند، تضمين کننده ي سلامت روحي و رواني جامعه ي آينده است. دست يابي به اين مهم در سايه ي درس تربيت بدني واجراي فعاليت هاي منظم ورزشي در مدارس و آموزشگاه ها ممکن مي شود و ورزش صبحگاهي نيز مي تواند به عنوان يکي از فعاليت هاي سازمان يافته که بي نياز از امکانات پيشرفته و فضاي ورزشي مجهز است، اجرا شود. ورزش صبحگاهي از نظر مدت زمان اجرايي ، وقت چنداني نمي گيرد، بنابراين مي تواند در برنامه ي روزانه ي مدارس ، بدون اين که خللي در روند کلي کار مدارس ايجاد کند، جاي گيرد. با توجه به اين که تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه بسيار کم است تحقيق در اين زمينه ضرورت دارد. از جمله تحقيقات صورت گرفته در اين مورد، کار علي اکبر پيروي در سال 1383، در قالب پايان نامه ي دوره ي کارشناسي ارشد دانشگاه تهران است. اين پژوهش، با عنوان «تأثير ورزش صبحگاهي بر روحيه و انگيزه ي تحصيلي دانش آموزان پسر دوره ي متوسطه ي منطقه ي 2 آموزش و پرورش تهران»، به راهنمايي دکتر محمود شيخ و مشاورت دکتر فضل الله باقرزاده اجرا شده است. پژوهشگر، تلاش کرده تا تأثير ورزش صبحگاهي بر روحيه و انگيزه تحصيلي از ميان دبيرستان هاي پسرانه ي منطقه 2، سه دبيرستان دولتي و دو دبيرستان غيرانتفاعي را به طور تصادفي انتخاب کرده و از اين مدارس، با استفاده از «جدول اونسکي»، 300 دانش آموز پسر دوره ي متوسطه را که در سال 82-1381 مشغول به تحصيل بودند، به عنوان نمونه برگزيده است.
با توجه به موضوع تحقيق، به منظور جمع آوري اطلاعات مورد نظر، از پرسش نامه اي استفاده شده که در واقع يک پرسش نامه ي محقق ساخته است و دو بخش دارد: بخش اول، شامل اطلاعات فردي در بخش دوم در برگيرنده ي 14 سؤال در رابطه باموضوع تحقيق است. براي بررسي اعتبار اين پرسش نامه از روش آلفاي کرونباخ استفاده شد و براي تعيين روايي آن، به چند تن از استادان متخصص مراجعه شد و در نهايت، با لحاظ کردن نظرات استاد راهنما و مشاور، پرسش نامه ي نهايي تدوين گرديد. پرسش نامه ها در مدارسي که ورزش صبحگاهي در آن ها صورت مي گرفت، توزيع شدند. دانش آموزان 30 دقيقه وقت داشتند تا پرسش نامه ها را تکميل کنند.
پس از انجام بررسي هاي اوليه، تعداد 53 پرسش نامه حذف شدند(ناقص بودند) و 247 پرسش نامه مورد مطالعه نهايي قرار گرفتند. کليه ي محاسبات آماري با استفاده از نرم افزار SPSS ده انجام شده اند. اين محاسبات شامل آمار توصيفي ساده، درصدي و اصلاح شده به صورت جداول فراواني، همراه با نمودار ستوني به ازاي هر جدول است. هم چنين، شاخص هاي مرکزي( ميانگين، ميانه و نما) و شاخص هاي پراکندگي (انحراف استاندارد واريانس) نيز محاسبه شدند.
نتايج پژوهش نشان مي دهند که:

ورزش صبحگاهي به ميزان زيادي در کاهش افسردگي دانش آموزان نقش دارند. 76 / 79 درصد از آزمودني ها به نقش مهم ورزش صبحگاهي در اين زمينه اشاره کردند و 21 / 18 درصد آنان ورزش صبحگاهي را در کاهش افسردگي ناچيز شمردند.
ورزش صبحگاهي در تقويت احساسات دانش آموزان نقش به سزايي دارد . 36 / 74 درصد دانش آموزان به نقش مهم ورزش صبحگاهي در تقويت احساسات اشاره داشتند و تنها 09 / 25 درصد آنان، نقش ورزش صبحگاهي را در تقويت احساسات کم و بي تاثير دانستند.
ورزش صبحگاهي در تقويت صداقت دانش آموزان تقريباً تأثير دارد. بيش از نيمي از آزمودني ها، يعني 74 / 55 درصد از آن ها ، تأثير ورزش صبحگاهي را بر صداقت ، مثبت اعلام کردند، در حالي که 44 / 54 درصد آنان، نقش ورزش صبحگاهي را در ايجاد يا اثر گذاري بر صداقت کم و ناچيز عنوان کردند.
ورزش صبحگاهي تأثير زيادي بر ايجاد آرامش در دانش آموزان دارد. 78 / 81 درصد آزمودني ها به نقش مهم ورزش صبحگاهي در ايجاد آرامش اشاره داشتند و کمتر از 20 درصد آنان نقش ورزش صبحگاهي را در ايجاد آرامش کم يا بي تأثير ارزيابي کردند.
ورزش صبحگاهي تأثير فوق العاده اي بر کاهش فشارهاي رواني دارد. 26 / 71 درصد آزمودني ها نقش ورزش صبحگاهي را بر کاهش فشار هاي رواني با اهميت شمردند، ولي 93 / 27 درصد تأثير ورزش صبحگاهي را بر اين موضوع ناچيز دانستند.
ورزش صبحگاهي در ايجاد نشاط و شادابي تأثير به سزايي دارد. بيش از 90 درصد آزمودني ها (09 / 91 درصد)، به اين موضوع اذعان داشتند و کمتر از 10 درصد، ورزش صبحگاهي را بر شادابي بي تأثير ارزيابي کردند.
ورزش صبحگاهي تأثير مهمي در ايجاد روابط اجتماعي دارد. 02 / 68 درصد از آزمودني ها، نقش ورزش صبحگاهي را در ايجاد روابط اجتماعي مهم دانستند، در حالي که 31 / 31 درصد آن را بي تأثير گزارش کردند.
ورزش صبحگاهي اهميت متوسطي در پيشرفت درسي دارد. کمتر از نيمي از آزمودني ها (74 / 45 درصد)، نقش ورزش صبحگاهي را در پيشرفت تحصيلي زياد دانستند و بيش از نيمي از آنان (02 / 53 درصد)، نقش ورزش صبحگاهي را در پيشرفت تحصيلي کم و يا اصولاً آن را بي تأثير ارزيابي کردند.
ورزش صبحگاهي تا حدودي بر ميزان علاقمندي به درس هاي ديگر تأثير دارد. 06 / 38 درصد از آزمودني ها آن را در اين زمينه مؤثر دانستند و 38 / 60 درصد، نقش ورزش صبحگاهي را در تغيير ميزان علاقه مندي به درس هاي ديگر ناچيز اعلام کردند.
ورزش صبحگاهي مي تواند تأثير زيادي بر افزايش سرعت يادگيري داشته باشد. نزديک به 60 درصد از دانش آموزان، نقش ورزش صبحگاهي را در افزايش يادگيري مهم و مؤثر عنوان کردند، ولي 05 / 38 درصد آن را بي تأثير دانستند.
ورزش صبحگاهي به طور متوسط بر ميزان نکته سنجي دانش آموازن تاثير دارد. 61 / 50 درصد آزمودني ها ، نقش ورزش صبحگاهي بر ميزان نکته سنجي را مهم و موثر دانستند در حالي که 78 / 48 درصد آن را ناچيز و کم اهميت اعلام کردند.
ورزش صبحگاهي مي تواند در برقراري ارتباط نزديک تر بين معلم و دانش آموز مؤثر باشد. 05 / 55 درصد آزمودني ها اين موضوع را تأييد کردند، ولي 51 / 42 درصد اين ارتباط را ناچيز و کم اهميت شمردند.
ورزش صبحگاهي تأثير متوسطي بر افزايش مهارت هاي درسي و غير درسي دارد. حدود 50 درصد ازمودني ها، يعني 38 / 49 درصد از آن ها، نقش ورزش صبحگاهي را بر افزايش مهارت هاي درسي و غير درسي مثبت اعلام کردند و 79 / 49 درصد نيز آن را بي تأثير دانستند.
با توجه به تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه توسط نجارزاده و پيري، به نظر مي رسد ورزش صبحگاهي بيشتر روي عوامل روحي و رواني تأثير دارد. نتايجي که از اين تحقيق به دست آمده ، بيانگر اين واقعيت است که با سازمان دهي مناسب ورزش صبحگاهي در مدارس، مي توان دانش آموزان را با روحيه اي مناسب سرکلاس فرستاد و آن ها را حتي براي لحظات بعد از کلاس، از نظر روحي و رواني تقويت کرد.
تحقيقات خارجي که روي ورزش صبحگاهي (به مدت 10 تا 20 دقيقه) انجام شده اند، تأثيرات مثبت کاهش خشونت و کاهش افسردگي را مطرح مي کنند که مطابق با اين پژوهش است. بررسي حاضر مؤکد اين موضوع است که ورزش صبحگاهي با حرکات نرمشي به مدت 10 تا 15 دقيقه در هر روز مي تواند، کم هزينه ترين و مؤثرترين روش براي افزايش روحيه کارايي افراد در هر مقطع باشد. در سال 91 - 1990، «مدرسه ي وودلندهايت»(1) نتيجه گرفت که ورزش صبحگاهي در مدرسه باعث تشويق دانش آموزان به کسب موفقيت و داشتن زندگي فعال مي شود که با يافته هاي تحقيق حاضر مطابقت دارد. هم چنين يافته هاي اين تحقيق با نتايج به دست آمده از تحقيق سازمان ناسا (1986)، بررسي جواد ناصح (1375) و تحقيق شايسته حسامفر(1376) هم سوست. بنابراين هم سو با نتايج تحقيقات ديگر مي توان گفت که ورزش صبحگاهي تأثير مثبتي بر عوامل روحي و رواني دارد و مي تواند بر انگيزه ي تحصيلي دانش آموزان نيز اثر گذار باشد.
در پايان ، پژوهشگر اين تحقيق به مربيان و دست اندرکاران ورزش پيشنهاد کرده است، تحقيقاتي با همين هدف روي دانش آموزان دختر، با توجه به تحرک کمتر دختران صورت گيرد. هم چنين توصيه کرده است که اين تحقيق در دوره هاي تحصيلي راهنمايي و ابتدايي نيز انجام شود و نيز با انتخاب نمونه اي وسيع تر، نتايج به دست آمده به جامعه ي بزرگ تري تعميم داده شود. بدين ترتيب، ديد وسيع تر و جامع تر نسبت به ورزش صبحگاهي به ما کمک مي کند که با دقت بيشتري در مورد تأثيرآن سخن بگوييم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 8:30  توسط محتشم احمدی نیا - کارشناس آموزش  |